|
لذت بخش ترین تجربه ای که انسان در زندگی دارد رسین به هدف در کوتاه ترین و مناسب ترین زمان ممکن است واین امرجز با بهره جویی از مدیریت ممکن نیست.
هیچ مجموعه ای نمی تواند بدون رهبری و مدیریت به هدف خود دست یابد و اگر دست یابد به طور اتفاقی بوده و قابل تکرار نمی باشد در نتیجه هر سازمان و گروهی به مدیریت و رهبری احتیاج دارد آن هم مدیریتی کار امد .
دیدگاه سنتی مدیریت و تاریخچه ی آن :
مدیریت علمی است که پس از انقلاب صنعتی به عنوان علمی مجزا بوجود امد.
در دیدگاه سنتی مدیریت عقیده بر این بوده که مدیریت یک ذوق است و هر کس این ذوق را داشته باشد مدیری موفق است .
برخی دیگر مدیریت را یک هنر می دانستند و معتقد بودند که فرد دارای این هنر می تواند در مدیریت موفق باشد . اما می بینیم که امروزه چنین اعتقادی وجود ندارد و ثابت شده که مدیریت علاوه بر تعاریف بالا از راه اکتساب نیز بدست می اید.
امروزه مدیریت علمی شده و مدیریت علمی باید بر پایه ی دیگر علوم و بویژه علم مدیریت باشد .
علم مدیریت چیزی نزدیک به 50 سا ل است که در رشد مطلوبی به سر می برد اما متاسفانه درکشور ما به جای استفاده از مدیریت علمی از همان مدیریتی که در 50 گذشته استفاده می شود. در هر حال مدیریت در سال های اخیر مرد توجه خاصی قرار گرفته که می تواند موجب پیشرفت این علم شود .
خلاقیت مدیران :
یک مدیر برای موفقیت در کار بایدخلاقیت داشته باشد.خلاقیت یعنی بکار گیری استعداد و توانایی ذهنی برای ایجاد یک فکر نو با مفهوم جدید.
هر سازمان باید برای بهبود وضعیت خود از استعداد مدیران خود استفاده کند . هر انسانی دارای خلاقیت است و تنها برای بروز ان باید موانع سر راه بروز ان را از بین برد.
مدیریت موفق و موثر :
مدیریت موفق یعنی رسیدن به هدف و یا چیزی بیشتر از ان است.
ویلیام جیمز پس از تحقیقات فراوان می نویسد:
کارکنان ساعتی می توانند بااستفاده 20 الی 30 درصدازتواناییشان شغلشان را حفظ کنندو اخراج نشوند و این در حالی است که اگر کارکنان انگیزه داشته با شند می توانند از 80 الی90 توانایی خود استفاده کنند .
و مدیری که بتواند حداقل کار مورد قبول را با استفاده ازامکانات مدیری مانند :
توبیخ- کسر حقوق و ........فراهم سازد مدیر موفق نامیده می شود اما مدیری که بتواند 80 الی90 درصد توانایی کارکنان خود را به کار گیرد مدیری موثر است.
مدیریت مبتنی بر عملکرد :
مدیریت مبتنی بر عملکرد رویکردی سازمان یافته است که از طریق اصول زیر به بهبود عملکرد سازمان می انجامد :
تعیین اهداف استراتژیک عملکرد . سنجش عملکرد . جمع اوری وانالیز داده های عملکرد . باز نگری و گزارش داده های عملکرد و بکار گیری این داده ها.
اصول کلی مدیریت مبتنی بر عملکرد از چرخه ی بهبود مستمر یا PDCA پیروی می کند .
PDCA نیز با PBM ( مدیریت مبتنی بر عملکرد) شباهت های دارد .
شباهت های PDCAبا PBM :
تعیین ماموریت سازمان و اهداف عملکرد = برنامه ریزی
استقرار شاخص های عملکرد = انجام
جمع اوری . تحلیل .باز نگری و گزارش دهی دادها = چک کردن
بکار کیری گزارشات حاصله در بهبود عملکرد = اقدام
تفاوت مدیریت عملکرد و سنجش عملکرد :
مدیریت عملکرد با سنجش عملکرد یکی نیست . سنجش عملکرد قایسه ی عملکرد قبل وبعد از اصلاحات است اما مدیریت عملکرد از طریق سنجش عملکرد نشان می دهد که تا کنون چه اصلاحاتی صورت گرفته است .
پیاده کردن مدیریت مبتنی بر عملکرد :
مدیریت مبتنی بر عملکرد را می توان در چند مر حله اجرایی کرد :
1.تعیین ماموریت سازمانی واهداف استراتژیک عملکرد.
2.استقرار نظام هماهنگ سنجش عمکرد .
3.استقرار پاسخ گویی در مقابل عملکرد .
4.استقرار نظام جمع اوری داده های عملکرد .
5.استقرار نظام تحلیل . باز نگری و گزارش دهی داده های عملکرد .
6. استقرار نظام استفاده از اطلاعات عملکرد در بهبود سازمان .
7. حفظ و نگهداری برنامه ی مدیریت مبتنی بر عملکرد