(ان الله لا يغير مابقوم حتى يغيروامابأنفسهم..باز بايدسرنوشت رااز سرنوشت)

 
 
عیدانه
|


سال نو مبارک.

نویسنده : احمد محمودی
تاریخ : دوشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۹
زمان : 10:18
10 عادت کاری مثبت در افراد موفق
|

10 عادت کاری مثبت در افراد موفق

افراد موفق عادت‌های کاری مثبت زیادی دارند. در هر زمینه کاری، عشق به کار افراد را به هم متصل کرده و موجب شادی همه می‌شود. بااینکه بعضی ‌اوقات، جسم ضعیف است، اما روح همچنان مشتاق است. یادتان باشد که بدن سالم و عقل هوشیار سرمایه‌هایی عالی هستند. اگر تحت فشار و استرس زیادی هستید، سعی کنید کمی استراحت کنید تا انرژیتان دوباره برگردد. فردا روز دیگری است.

این راهکارها را امتحان کنید:

1. برنامه بریزید.

یک تقویم سررسید برای خود داشته باشید و برای خودتان روی آن برنامه‌ریزی کنید. کارهایی را که از صبح تا شب می‌خواهید انجام دهید را در صفحه مخصوص هر روز یادداشت کنید. کنار آنهایی که انجام می‌شوند یک تیک بزنید.

2. کمی بیشتر تلاش کنید.

انگیزه اهمیت زیادی دارد. اگر برای 8 ساعت کار کردن در محل‌کار به شما حقوق می‌دهند، فقط به‌خاطر اینکه حقوق می‌گیرید کار نکنید. بیشتر از آن 8 ساعت کار کنید چون گاهی‌اوقات لازم است. و بعضی‌وقت‌ها لازم است حتی بدون گرفتن حقوق کار کنید.

3. بیشتر از 8 ساعت در روز کار کنید.

معمولاً آنهایی که بیشتر از 8 ساعت در روز کار می‌کنند افراد موفقی هستند. این افراد حتی در منزل هم کارهایی برای انجام دادن دارند. کنار کار تحصیل هم می‌کنند و کنار تحصیل کار نیمه‌وقت انجام می‌دهند. اینها می‌توانند ناظر و مدیر باشند.

4. با شادی و رضایت کار کنید.

دستاوردها زمانی به دست می‌آیند که با روحیه‌ای بشاش کار کنید. شاد بودن را باید از محل کار به خانه و خانواده‌تان هم منتقل کنید.

5. افرادیکه در محل‌کارتان هستند را دوست بدارید.

از غیبت کردن دوری کنید. به همه احترام بگذارید و مراعات حال همه را در محل‌کار بکنید. همکارانتان را مثل اعضای خانواده‌تان ببینید. با آنها با صداقت و مسئولیت‌پذیری رفتار کنید.

6. آراسته و سالم باشید.

غذاهای خوب و سالم بخورید. سخاوتمند باشید. محل‌کار را خانه دوم خودتان بدانید. افراد بالادست باید نگران کارمندان باشند. همه کارمندان باید بهداشت را به طور کامل رعایت کرده و ظاهری آراسته داشته باشند.

7. به جایی که در آن کار می‌کنید وفادار باشید اما شکایات خود را مطرح کنید.

کارمندان یک اداره یا شرکت باید به هم و به جایی که در آن کار می‌کنند وفادار باشند. اگر شکایتی دارند، آنرا مطرح کرده و راه‌حلی برای آن پیدا کنند. حلسات کاری برای همین منظور تدارک دیده می‌شوند.

8. از کارمندانتان حمایت کنید و به آنها انگیزه دهید.

کارگاه‌های آزاد برای آنها برپا کنید و آنها را از اخبار و اطلاعات جدید آگاه کنید تا بنای رشد و پیشرفت آنها باشد.

9. بدانید که پول بعد از خدمت اهمیت دارد. کار خوب ارزشی بسیار بالاتر از حق‌الزحمه آن دارد.

کار خود را به خداوند و دیگران اهداء کنید. محل‌کار شما چه سازمانی دولتی باشد و چه خصوصی، باید سرشار از معنویت باشد.

10. بخندید و از کار در کنار همکارانتان لذت ببرید.

برای همدیگر دعا کنید. در کنار هم غذا بخورید. در کنار هم کار کنید. بدانید که هر انسانی مخلوقی ارزشمند از خداوند است و استعدادهای زیادی در آنها نهفته است.

خداوندا، متشکریم که به ما این امکان را داده‌ای که با کارمان به تو و دیگران خدمت کنیم. به ما آرامش و کامیابی ارزانی فرما


نویسنده : احمد محمودی
تاریخ : پنجشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۸۹
زمان : 9:21
|

نقل‌قول‌هایی در رابطه با "تجربه"

-         تجربه مثل سنگ آسیاب می‌ماند و خوش‌شانس خواهیم بود اگر روشنمان کند نه آسیاب. – جاش بایلینگ (Josh Billings)

-         تجربه با صنعت به‌دست می‌آید و با گذر سریع زمان کامل می‌شود. – ویلیام شکسپیر  (William Shakespeare)

-         تجربه مثل مدرسه‌ای است که بچه تنبل هیچ از آن یاد نمی‌گیرد. درست است که می‌توان توصیه کرد اما عمل افراد در دست ما نیست. – بنجامین فرانکلین (Benjamin Franklin)

-         درس گرفتن از محیط بهتر است از آموزش و تحصیل. – ویلیام ووردزوورس  (William Wordsworth)

-         خیلی خوب است که با درس گرفتن از بدشانسی‌های دیگران، یاد بگیریم که از چه چیزهایی دوری کنیم. – پابلیوس سیروس (Publius Syrius)

-         تجربه دیگران به علم ما می‌افزاید اما نه به خرد ما. آن را باید گران‌تر بخریم. – هوسی بالو  (Hosea Ballou)

-         به همه افکار خردمندانه تابحال هزاران بار فکر شده است، اما برای اینکه آنها واقعاً از آنِ خودمان کنیم، باید دوباره صادقانه به آنها فکر کنیم تاجاییکه در تجربه شخصیمان ریشه بگیرند. – جانان وولفگانگ فن گوته (Johann Wolfgang von Goethe)

-         کسی آب را خوب می‌شناسد که درآن شنا کرده باشد. – ضرب‌المثل دانمارکی

-         اگر می‌خواهید راه پیش‌رویتان را بشناسید، از کسی بپرسید که از آن رد شده باشد. – ضرب‌المثل چینی

-         گذر سال‌ها چیزهایی به ما می‌آموزد که روزها از آن بی‌اطلاعند. – رالف والدو امرسون (Ralph Waldo Emerson)

-         آنهایی که آخر می‌آیند، با یک مزیت وارد می‌شوند. باثروت گذشتگان زاده می‌شوند. ابزار قضاوت برای آنها آماده است و زیربنای علم در دستانشان قرار داده شده است. از این گذشته، اگر چیزی توسط گذشتگان امتحان شده، باید آن را از دست می‌داده، چراکه زمان حال درواقع قدیمی‌ترین است و بیشترین تجربه از آن خواسته می‌شود. – کولیر (Collier)

-         تجربه طاقی است که باید روی آن خانه بسازید. – هنری بروک آدامز (Henry Brook Adams)

-         تجربه جواهر است، و باید اینطور باشد، چراکه برای به‌دست آوردن آن بهای شگرفی باید پرداخت. – ویلیام شکسپیر

-         تجربه نوری است که راه رفتن را برایتان امن‌تر می‌کند و مرد عجولی نیست که انتظار دارد از همان راهی که در گذشته برایش موفقیت آورده، در آینده به موفقیت برسد.  – وندل فیلیپس (Wendell Phillips)

-         آن یادگیری که با مشاهده و تجربه خود به دست آید، فراتر از چیزی است که با آموزش کسب شود چراکه دانش مسافر فرای دانش کسی است که داستان سفر او را می‌خواند. – توماس آ کمپیس (Thomas a Kempis)

-         یک لحظه بینش گاهی ارزشمندتر از تجربه یک زندگی است. – اولیور وندل هولمز (Oliver Wendell Holmes)

-         تجربه چیزی نیست که برای انسان اتفاق بیفتد: آن چیزی است که مرد در جواب آنچه برایش اتفاق می‌افتد انجام می‌دهد. – آلدوس هاکسلی (Aldous Huxley)

-         تجربه مادر همه دانش‌هاست. – میگوئل دو سروانتس (Miguel de Cervantes)

-         تجربه فرزند تفکر است و تفکر فرزند عمل. نمی‌توان از درون کتاب انسان‌ را شناخت. – بنجامین دیسرائلی (Benjamin Disraeli)

-         تجربه به خطا نمی‌رود؛ این قضاوت شماست که با انتظار آنچه در توانش نیست مرتکب اشتباه می‌شود. – لئوناردو داوینچی (Leonardo da Vinci)


نویسنده : احمد محمودی
تاریخ : پنجشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۸۹
زمان : 9:19
نکات خواندنی درباره حریم‌شخصی و ادب در ژاپن
|

نکات خواندنی درباره حریم‌شخصی و ادب در ژاپن

ژاپنی‌ها بسیار کم‌رو و خجالتی و بسیار کم‌حرف‌تر از کره‌ای‌ها و چینی‌ها هستند. حریم‌خصوصی اهمیت بسیار زیادی در ژاپن دارد. افراد می‌توانند اگر بخواهند نامشان را از دفترچه‌های تلفن عمومی بردارند. پنجره‌ها طوری طراحی می‌شوند که دیگران نتوانند از بیرون داخل را نگاه کنند. زیاد سوال پرسیدن بی‌ادبانه و گستاخانه قلمداد می‌شود. انتظار می‌رود که افراد معمولاً ساکت و کم‌حرف باشند.

خیلی از بچه‌های مدرسه‌ای ادعا می‌کنند هیچ‌وقت والدینشان آنها را نبوسیده‌اند. نوجوانان و جوانان درمورد دوست‌پسر یا دوست‌دخترشان یا نداشتن آن با کسی حرف نمی‌زنند و دوست هم ندارند که کسی از آنها در این‌باره و زندگی خصوصیشان سوال کند. در یک تحقیق مشخص شد که دانشجویان یکی از دانشگاه‌های ژاپن ادعا می‌کردند که یک دوست خوب به‌نظرشان کسی است که به زندگی‌خصوصی آنها احترام بگذارد. فیلم‌های درام تلویزیون معمولاً درمورد داستان‌های عاشقانه‌ای است که بقیه با چند نکته راهنما پی به موضوع آن می‌برند.

ژاپنی‌ها کلاً دوست ندارند در محیط‌های عمومی به چشم بیایند یا با غریبه‌ها صحبت کنند مگراینکه الزامی برای آن باشد. بسیاری از ژاپنی‌ها خیلی از ملاقات با خارجی‌ها خجالت می‌کشند. اگر اشتباهی موقع انگلیسی حرف زدن مرتکب شوند، احساس خجالت می‌کنند و به‌خاطرهمین هیچ حرفی نمی‌زنند. همچنین اگر به نظرشان یک فرد خارجی خیلی خشن به‌نظر برسد احساس استرس زیادی خواهند کرد.

آنهایی که سگ دارند، حیوانات را راه خوب و آسانی برای ملاقات افراد جدید می‌پندارند. آنها معمولاً به‌بهانه سگ‌هایشان و سوال کردن درمورد سگ‌ها و نه صاحبان آنها، با هم حرف می‌زنند. koen debut اصطلاحی است که برای توصیف دیدار اول یک مادر و بچه یا یک فرد با سگش به یک پارک جدید استفاده می‌شود. برای اینکه این اتفاق به‌آرامی طی شود، افراد معمولاً کارت ویزیت‌هایی با عکس سگشان روی آن همراه خود دارند. یک جمله خوب برای شروع مکالمه گفتن “kawaii” یعنی بامزه بودن سگ یک نفر است.

صاحب سگی که نامش Moko بود می‌گوید، "پسر من به مدرسه محل نمی‌رفت به‌خاطر همین یک مدت خیلی طولانی ما هیچ دوستی نداشتیم. اگر به‌خاطر Moko نبود نمی‌توانستیم با دوستانمان که سگ دارند آشنا شویم. روابط در شهر بزرگ خیلی سرد است اما وقتی سگ‌ها با هم ارتباط برقرار می‌کنند، کمک می‌کند که یخ بین افراد باز شود." بعد توضیح می‌دهد که به‌خاطر همین است که خیلی‌ها به پارک‌های عمومی می‌روند.

Pico Iyer، نویسنده‌ای که بیشتر از 20 سال در ژاپن زندگی می‌کرد می‌گوید محدودیت ژاپنی یک جنبه معکوس احساسی دارد. او می‌نویسد، "آدم‌هایی که در ژاپن می‌شناسم به طرز فوق‌العاده‌ای به شور و احساسشان متعهد و وفادار هستند به‌خاطر همین است که در اجتماع خیلی خود را محدود می‌کند."

ادب و عهدهای ژاپنی‌ها

ژاپن بعنوان مودب‌ترین اجتماع جهان توصیف می‌شود. در موقعیت‌هایی که دو نفر با دو عقیده مختلف باشند، ژاپنی‌ها معمولاً بر نظر شخص مقابل تاکید می‌کنند درحالیکه امریکایی‌ها معمولاً روی عقیده خودشان پافشاری می‌‌کنند. حتی ترسناکترین پانک‌های ژاپن اگر تصادفاً در خیابان با شما برخورد کنند، عذرخواهی شدید می‌کنند.

ایده ادب در ژاپن را می‌توان با عبارت "عدم تحمل ناخوشنودی" خلاصه کرد. وقتی از مادران ژاپنی درمورد انتظاراتی که از پسر یا دختر خود دارند، سوال می‌کنند، مادرها معمولاً می‌گویند، "دوست دارم فرزندم طوری بزرگ شود که کسی را اذیت نکند".

ریشه‌های ادب ژاپنی از احترام به طبیعت و قانون ژاپنی برای داشتن جامعه باثبات ناشی می‌‌شود. طی دوره ادو یک سری قوانین سیستم طبقاتی ایجاد شد که کلیه جوانب زندگی انسان را تنظیم کرده و با سطح اجتماعی-اقتصادی  و شغل تعریف می‌شد. درنتیجه افراد مطیع و منفعل شده و عادت می‌کردند زندگی خود را با قانون تعریف کنند.

همراه با ایده‌های ژاپنی درمورد ادب و نزاکت، ایده‌هایی نیز درمورد اعتماد و عهدها وجود دارد. Kimiko Manes مولف کتاب شوک فرهنگ در ذهن (Culture Shock in Mind) می‌نویسد: "انتظار می‌رفت که سامورایی‌ها ذهنی پاک داشته باشند و اعتماد اهمیت فوق‌العاده‌ای برای آنها داشت. قولی که به کسی داده می‌شد، حتی اگر به قیمت جان تمام می‌شد، به آن وفا می‌شد. در دوره ادو با ظهور  تجارت، طبقه تاجرین موضع اخلاقی مشابهی اتخاذ کردند. تاجران آن دوره جان خود را به‌ خطر می‌انداختند تا بدهیهای خود را بپردازند و به عهدهای خود وفا کنند. تاجرانی که نمی توانستند این راه را دنبال کنند بقایی نداشتند. مفهوم اعتماد از اهمیت شگرفی برخوردار بود."

وقتی ژاپنی‌ها چیزی می‌گویند و قولی می‌دهند انگار روی سنگ حک شده باشد. بعضی وقت‌ها وقتی درمورد چیزی با همسر ژاپنی‌ام حرف می‌زنم، توصیه‌های عادی را مثل قول‌هایی قطعی قلمداد می‌کند


نویسنده : احمد محمودی
تاریخ : پنجشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۸۹
زمان : 9:18
رهبری تغییر
| | ادامه مطلب...

در عصرحاضر روند تغییرات‌ و تنوع‌ِ ابزار مورد استفاده‌ در جریان‌ زندگی‌،هر روز بیشتر می‌شود. سرعت‌ تغییرات‌ و دگرگونی‌ به حدی‌ است‌، که‌ هیچ‌ یک‌ از افراد بشر حتی‌ در یک‌قرن‌ گذشته‌ پیش‌ بینی‌ چنین‌ تغییراتی‌ را نمی‌کرد. رقابت جهانی و تجارت رو به رشد جهانی در شرق و غرب ، در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه ، فضایی به شدت ناپایدار برای تمام کسب و کارها ایجاد کرده است. رهبری سنتی در هزاره سوم ادامه حیات نخواهد یافت . اغلب اقدامات تغییر در عمل شکست خورده اند. تغییر استراتژی ها ، ساختارها و سیستم ها کافی نیست . باید تفکری که این استراتژی ها و ساختارها را ایجاد می کند ، تغییر داد. در این مقاله کوشش شده است که با استفاده از نظر صاحبنظران علم مدیریت ، بحث رهبری تغییر مورد بررسی قرار گیرد».

دنیا به سرعت در حال تغییر است. در حالی که رقابت جنبه جهانی پیدا می کند ، محیط نامطمئن می شود. جهانی شدن یکی از مهمترین تغییراتی است که در محیط خارج بیشتر شرکتها رخ می دهد .
مقصود از جهانی شدن ،پیدا کردن دیدگاه جدید یا نگرش در باره روابط با سایر افراد در کشورهای دیگر و توجه کردن به دامنه ، شکل ، تعدد و پیچیدگی روابط سازمانهاست که در سراسر مرزهای بین المللی وجود دارد .
برای مقابله با این محیط نامطمئن و تغییرات مستمر نیاز به افرادی در نقش رهبر به شدت احساس می شود . بدیهی است که رهبری سنتی در هزاره سوم ادامه حیات نخواهد یافت و جهان نیازمند رهبران تغییر است. رهبران تغییر برای تغییر ساخته شده اند . نقش رهبران در تغییر بسیار برجسته تر از آن است که تصور می شود . آنها می‌توانند به انسانها کمک کنند تا در بازی در شرایط نامطمئن برنده شوند.
این رهبران هستند که با تفکرات منحصر به فرد خود مزیت رقابتی را برای شرکت به ارمغان می آورند. رهبران در عصر جدید به عنوان معلم ، طراح و خدمتگذار باید به طور مستمر تغییر یابند و هویت جدیدی از خود خلق کنند . آنها باید بتوانند به سرعت خود را با شرایط جدید تطبیق داده ، گذشته خود را فراموش کنند و نقشها و روابط جدیدی برای خود ترسیم سازند. آنها باید بتوانند تیم های کاری و گروههای ذینفع متفاوت را به کار گرفته و سبکهای متفاوت مدیریتی را در آن واحد به کار گیرند .
تمرکز رهبران در عصر جدید بر داراییهای معنوی ، طراحی آرمانی سازمانی و تغییرات سازمان خواهد بود . در دنیای پر تغییر آینده ، رهبری به عنوان مهمترین عنصر محیط کسب و کار ظاهر خواهد شد ،‌عرضه آن کم و مهمتر از هر چیز دیگر تلقی خواهد گردید .می توان نقش و خصوصیت اصلی یک رهبر را تربیت رهبران دیگر در سازمان و توسعه مدیریت برای ایجاد تغییرات در سازمان دانست .
رهبران تحول گرا
رهبران تحول گرا (Transformation Leaders) پیروان خود را ترغیب می کنند که به خاطر سازمان از علایق خود بگذرند و قادرند نفوذی عمیق و فوق العاده بر پیروان خود داشته باشند .رهبران تحول گرا پیوسته تلاش می‌کنند به افراد این توانایی را بدهند که بتوانند امور متداول و حتی اموری را که رهبر بنیان نهاده است، زیر سوال ببرند .
رهبران کاریزماتیک ، اعتماد به نفس دارند ، نسبت به آینده امیدوارند ، رفتارهای غیر معمول دارند و به عنوان عوامل تغییرات اساسی تلقی می شوند .رهبران کاریزماتیک به عنوان عوامل تغییر شناخته می شوند ، نه حافظان وضع موجود . البته می توان گفت که رهبران تحول گرا ، کاریزماتیک هم هستند .
اولین مشغله رهبری کمک به ایجاد انرژی مورد نیاز برای رشد است .رهبر کسی است که خود را به طرح چیزهای جدید متعهد می داند و تعهد وی ، به تغییر انرژی می دهد .رهبران با توسعه چشم انداز خود به تغییر انرژی می دهند و دیگران را به چنین کاری ترغیب می کنند .البته رهبران اثر بخش فقط به تغییر، انرژی نمی دهند ، بلکه به شیوه های گوناگون برای پایداری فرایند های تغییر فعالیت می کنند


نویسنده : احمد محمودی
تاریخ : سه شنبه سوم اسفند ۱۳۸۹
زمان : 13:11
تاثیرات فناوری اطلاعات بر زنجیره ارزش سازمانی
| | ادامه مطلب...

آیا درصورت آزادسازی واردات، صنایع کشور تاب رقابت خواهد داشت؟ چه تدابیری برای غلبه بر ضعفهای تکنولوژیک، بهبود کیفیت و افزایش بهره وری در سازمانهای داخلی کارساز خواهدبود؟

چگونه می توان افکار عمومی (مشتریان) را از صنایع کشور خشنود ساخت؟

و... هزاران سوال دیگر که دغدغه مدیران و دست اندرکاران صنعت است.

فناوری اطلاعات به عنوان ابزار و بستر توسعه، در عرصه رقابت جهانی برای سازمانها و دارای مزایای بی شماری است. امروزه تمامی صنایع به نوعی در معرض تحولات این فناوری واقع شده اند.

جلوه های کاربرد IT در صنایع در کلیه حوزه های زنجیره ارزش (VALUE CHAIN) از ارتباط با تامین کنندگان تا تولید و ارتباط با مشتریان أشکار است.

زنجیره ارزش: مایکل پورتر اندیشمند حوزه کسب و کار در سال 1985 مدل زنجیره ارزش را ارائه داد (PORTER 1985). طبق این مدل فعالیتهــــای دخیل در سازمانهای تولیدی را می توان به دو بخش: فعالیتهای اصلی و فعالیتهای پشتیبانی تقسیم کرد. این فعالیتها عبارتند از:

1 - فعالیتهای اصلی: تدارکات ورودی؛ عملیات تولیدی؛ تدارکات خروجی؛ بازاریابی و فروش؛ خدمات پس از فروش.

2 - فعالیتهای پشتیبانی: زیرساختهای سازمانی (حسابداری مالی مدیریت)؛ مدیریت منابع انسانی؛ تحقیق وتوسعه؛ تهیه و تدارکات.

فعالیتهای اصلی آن دسته از فعالیتهایی هستند که اصطلاحاً ارزش افزا (VALUE-ADDED) نامیده می شوند. یعنی انجام أنها سبب ارتقای ارزش محصول و حرکت أن به سمت مشتری می شوند. مثلاً مواداولیه وارده، دریافت، ذخیره سازی و... می شود (لجستیک ورودی) سپس عملیات تولیدی بر روی این مواد صورت می گیرد که آن را به محصول تولیدشده ارتقا می دهد. در ادامه محصول تولیدی بسته بندی، حمل و انبار می شود (لجستیک خروجی). سپس فعالیتهای بازاریابی بر روی محصول سبب افزایش ارزش محصول و فروش آن سبب تبـــــدیل محصول به پول می شود. خدمات پس از فروش نیز فعالیت ارزش افزای دیگری است که در انتها درمورد محصول اعمال می گردد.تمامی این فعالیتها منبع مستقیم ســـــودآوری سازمان به شمار می روند...


نویسنده : احمد محمودی
تاریخ : سه شنبه سوم اسفند ۱۳۸۹
زمان : 13:4
:: عقیده که شما را در زندگی عقب نگه می دارد
:: باباگرگر روستا وزادگاه من
:: اولین برف زمستانی 1401 مبارک
:: تئوری مدیریت بحران
:: تبریک
:: تبریک
:: چند استراتژی مهم درخصوص مدیریت فناوری اطلاعات
:: روش تهیه سرمایه مورد نیاز برای شروع يك کسب و کار اینترنتی موفق
:: پیشاپیش سال نومبارک
:: هوش سازمانی چیست؟
:: حوزه هاي پيچيدگي علم وتئوریهای مرتبط با آن
:: روش تهیه سرمایه مورد نیاز برای شروع يك کسب و کار اینترنتی موفق
:: باورها چگونه شکل می گیرند؟
:: چگونه می توان ازاسرار قدرت تاثیرگذارخود بهره جست
:: تکامل در ابزارها و مفاهیم مدیریت دانش