(ان الله لا يغير مابقوم حتى يغيروامابأنفسهم..باز بايدسرنوشت رااز سرنوشت)

 
 
اشتباهات انسان در ابتدا رهگذرند، سپس میهمان می شوند و بعد صاحبخانه
|

اشتباهات انسان در ابتدا رهگذرند، سپس میهمان می شوند و بعد صاحبخانه:  

آیا شنیده اید که می گویند شکست مقدمه پیروزی است؟ یا برای رسیدن به پیروزی باید شکست را تجربه کرد؟ به نظر شما همان که انسان در راه رسیدن به هدفش شکستی را تجربه کند، طلسم شکسته می شود؟ و از آن زمان به بعد او راه هموارتری برای رسیدن به خواسته اش درپیش خواهد داشت؟ یا اینکه رازی در دل آن شکست نهفته است و تا زمانی که کشف نگردد وضعیت به همان منوال خواهد بود؟

انسان های موفق زمانی که در کاری موفق نمی شوند یا اصطلاحا شکست می خورند‌، با جدیت تمام به کشف نقاط ضعف خود می پردارند و بعد از  شناسایی آنها با بررسی و تحلیل نسبت به برطرف کردنشان می کوشند.

اصولا "شکست موفق" زمانی است که ما به اشتباه خود پی ببریم و در صدد رفع آن بکوشیم. اشتباهات یا نقاط ضعف اغلب مواقع در زمانی که منجر به شکست می شوند، نمایان شده و بر ما آشکار می شوند، آن وقت با بررسی و اندیشدن تدابیر لازم می توان آن ها را از بین برد. اما برخی اوقات پیش می آید که ما بدون آنکه متوجه علت شویم شکست می خوریم. معمولا در این مواقع ما به دنبال کسی یا چیزی هستیم تا او را مقصر بدانیم یا این که در نهایت یقین می یابیم که از بدشانسی ما و خوش اقبالی دیگران این اتفاق افتاده است.

اما واقعیت در این است که مشکل در وجود خود ما نهفته است و آن قدر به ما نزدیک شده که به عنوان یک عادت یا ویژگی در ما به استتار رسیده است. آن را نمی بینیم، احساس نمی کنیم و از وجود آن کاملا بی خبریم.

مانند  مرد متوقعی که همسرش را به خاطر داشتن توقعات بسیار از خود راند، هیچ گاه نتوانست به این نتیجه برسد که آدم پرتوقعی بوده و همین امر موجب متارکه همسر او شده است.

گاهی پیش می آید که بعضی از اشتباهات و نقاط ضعف در نظر ما پنهان می مانند و به صورت مخفیانه(آن طور که ما متوجه نمی شویم) موجب تخریب شخصیت و موقعیت ما می شوند. ما کم و بیش با اثرات آن مواجه می شویم اما بازهم متوجه نمی شویم که چه چیز موجب این عواقب می شود. اما افراد واقع گرا این نشانه ها و اثرات را به سرعت درک می کنند و از آنها به نفع خود استفاده می کنند، در واقع قبل از اینکه آن اشتباه "صاحبخانه" شود از وجود خود بیرونش می کنند. این نشانه ها به هر صورتی می تواند باشد. در قالب یک انتقاد، عکس العمل رفتاری، نتیجه عملکرد، اتفاقات بدی که در زندگی فرد رخ می دهد، حوادث و خیلی چیزهای دیگر. مهم این است که ما هوشیار باشیم و علت ها را برحسب اتفاق و شانس نشماریم و سعی کنیم تا آن شکست یا پیش آمد دوباره تکرار نشود.

بله دوباره تکرار نشود!! قدیمی ها می گویند آزموده را آزمودن خطاست. وقتی اتفاق ناخوشایندی برای ما رخ می دهد حتما علتی دارد. اگر می خواهید دوباره آن اتفاق بد برای شما تکرار نشود تنها یک راه دارید و آن این است که اشتباه را در وجود خود پیدا کنید. وقتی کاری را انجام می دهید که در آن مشکلی پیش می آید، حتی اگر مقصر اصلی شما نباشید بازهم مقصرید که اجازه داده اید آن مشکل  به کاری که شما  در انجامش شریک بوده اید صدمه بزند. پس ابتدا باید نقطه ضعف خود را پیدا کنید. اگر مقصر خودتان هستید، باید به دنبال رفع نقطه ضعف و اشتباه خود باشید. اما اگر اشتباه از شخص یا چیز دیگری است در درجه اول شما محکوم به این هستید که چرا اعتماد بیش از حد داشته اید و احتمالات را گوش زد نکرده اید یا تدابیر لازم جهت اشتباهات دیگران یا نقص وسایل را مد نظر نداشته اید.

برای رسیدن به موفقیت بهترین راه حرکت در مسیر اهداف است، شکستها مانند موانع نامرعی در راه می مانند که با ممارست و تلاش فراوان می توان  آن ها را پیدا کرد و از بین برد. مهم این است که شما با نگاه واقع بینانه به دنبال کشف و رفع واقعی مشکلات باشید.


نویسنده : احمد محمودی
تاریخ : یکشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۸۸
زمان : 20:59
ویژگی های افراد موفق
|

ویژگی های افراد موفق:

ماهمیشه صداهای بلند را می شنویم، پر رنگ ها را می بینیم، آسان ها را می خواهیم...  غافل از این که خوب ها سخت می آیند، بی رنگ می مانند و بی صدا می روند.

احتمالا تا به حال با افراد درمانده ای مواجه شده اید که علت ناکامی های خود را نیازهای مالی ، بی عدالتی، وضعیت خانوادگی، شرایط محیطی یا محدودیت های اجتماعی و عدم توجه مسئولین به مشکلات آن ها می دانند.

اگر به زاویه دید آن ها در مقابل مشکلات گوناگون دقت کرده باشید، متوجه می شوید که مقصر اصلی در عدم پیشرفت و بالا بردن سطح توانایی هایشان، خود این افراد هستند نه آن چیزی که به عنوان عامل ناکامی (در حقیقت باز دارنده) در ذهن خود می پرورانند.

اصولا همین طرز تفکر افراد ناکام، عمده تفاوت آن ها با اشخاص موفق است که با گذشت زمان، فاصله ای جبران نشدنی را در بین این دو گروه  به وجود می آورد.

ریشه های فکری افراد موفق اصولا با خوش بینی، اعتماد به نفس، اراده نامحدود ، تصمیم مصمم و منطق بالا تلفیق شده است.آنها هرگونه مشکل و مانعی که در راه تحقق اهدافشان وجود دارد را به چشم جاده ای می نگرند که برای دست یابی به خواسته هایشان ناگزیر به پیمودن آن هستند، حال چه این مشکلات و تحمل ناملایمات به علت موقعیت و شرایط شخصی و اجتماعی آن ها باشد، چه به صورت طبیعی و عمومی سر راه هر کسی که قصد رسیدن به آن هدف را دارد قرار گرفته باشد.  دیدگاه افراد موفق  در پیروزی اهداف و برنامه های مورد نظرشان،  دست و پنجه نرم کردن با مسایل و مشکلات موجود است. آن ها با مقاومت در مقابل سختی و اندوه سعی بر مقابله و پیروزی بر مشکلات دارند.

برای افراد موفق بدیهیست که شرایط و امکانات ایده آل می تواند مشوق و ابزار مناسبی برای دست یابی راحت تر به خواسته ها باشد ولی هیچ وقت عدم وجود این شرایط و امکانات آن ها را مایوس نمی کند و نبود پشتوانه یا حامی را دلیلی برای عدم تحقق اهداف خود نمی دانند.

افرادی که نمی توانند راه خود را پیدا کنند و عمده عمر آن ها با سرگردانی سپری شده است فاقد اراده کامل، اعتماد به نفس ، هدف و برنامه مشخص ، پشتکار و فعالیت لازم برای پیشرفت و ارتقای خود هستند.آن ها  شرایط و امکانات ایده آل را ملاک اصلی موفقیت در کارها می دانند و برای بهبود موقعیت خود نیاز به پشتوانه و حامی دارند. این افراد نمی توانند به تنهایی از عهده مشکلات و تحمل سختی ها برآیند و با لاینحل دانستن مشکلات خود به علت شرایط محیطی و شخصی سعی بر تبرئه و فرار خویش از واقعیت دارند.آن ها با این که می بینند افراد موفق باتلاش ، پشتکار و تحمل سختی ها از مشکلاتی که گریبانگیرشان شده به راحتی عبور می کنند، بازهم پیروزی آن ها را از روی شانس یا داشتن امتیازی برتر نسبت به خود می دانند. آن ها  نمی خواهند واقعیت را بپذیرند که لازمه رسیدن به موفقیت، توانایی حل مشکلات ، تحمل سختی ها ، تلاش، پیگیری ، پشتکار و باور توانایی ها و استعدادهای خویش است.

هنگامی می توان زندگی موفقی داشت که با جدیت تمام شخصا به ترمیم نقاط ضعف خود و مرتفع نمودن مشکلات پرداخت، بدون بهانه و نگرانی از شرایط اطراف.


نویسنده : احمد محمودی
تاریخ : یکشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۸۸
زمان : 20:55
تکنیک های هفت گانه: ارتقای خلاقیت
|

تکنیک های هفت گانه: ارتقای خلاقیت

راهکارهای خلاقانه

شکی نیست که همه افراد موفق پس از پشت سر گذاشتن دوره های سخت و طاقت فرسای زندگی توانایی عملی کردن اهداف خود را بدست آورده اند. هر گونه شکست، سختی، و مشکل می تواند به منزله سرآغاز ایجاد ابداعات و اختراعات شگرفی به شمار رود. باید توجه داشت که "نیاز" سرچشمه هر گونه نوآوری و اکتشاف است. اگر احساس می کنید در زندگی خود به بن بست رسیده اید باید بدانید که در مکان مناسبی برای افزایش خلاقیت خود قرار دارید، پس دست بکار شوید و از تنگاهای موجود به نفع خود بهره برداری کنید.  

1- خشم خود را در آغوش بگیرید.

در مقالات و نشریه های مختلف به وفور می خوانیم که شاد بودن یکی از ارکان زندگی افراد موفق است. اما چگونه می توان خشم را مهار کرد و به واسطه آن به آرامس دست پیدا کرد؟ باید سعی کنید که حتی در بدترین شرایط هم خونسردی خود را حفظ کنید. از امروز تصمیم بگیرید که در برابر مشکلات از خود عکس العملی کاملاً متفاوت نشان دهید. این کار عملی نخواهد شد مگر با کمک گرفتن از نیروی بالقوه خلاقیت.

2- اجازه دهید ذهنتان آزادانه پرسه بزند.

در حقیقت شما به هر چه که فکر کنید ناخودآگاه آنرا به زندگی خود دعوت کرده اید. قدرت تخیل خود را تقویت کنید، به افکار مثبت دامن بزنید، و خوبی ها را در کائنات منعکس سازید. با استفاده از خلاقیت بهترین امکانات و شرایط ممکن را برای خود به تصویر بکشید.

3- نواختن یک ساز را یاد بگیرید.

تحقیقات علمی اثبات کرده اند که گوش دادن به موسیقی سبب التیام آلام و کاهش استرس می شود. کارشناسان اخیراً به این نتیجه رسیده اند که موسیقی فعالیت اعصاب مغزی را افزایش داده و در نتیجه میزان خلاقیت و نوآوری افراد را بالا می برد. هنگامیکه فرد خودش شخصاً سازی را می نوازد، آرامش او افزون شده و ذهنش با فراخ بال بیشتری به تفکر واداشته می شود.

4- دنیای اطرافتان را آبی کنید.

در مورد روانشناسی رنگ ها چه اطلاعاتی دارید؟ رنگ آبی تداعی گر آسمان و دریاست که هر دو مظهر آرامش، برکت، و وجود نیروی برتر هستند. از این گذشته روانشناسان معتقدند که قرار گرفتن در محیط آبی و مشاهده مکرر این رنگ سبب افزایش و ارتقای خلاقیت افراد می شود.

5- با افراد خلاق ارتباط برقرار کنید.

ایده های بی نظیر در خفا عملی نمی شوند. سعی کنید با افراد خلاق و فعال ارتباط برقرار کنید تا بتوانید از آنها ایده گرفته و استراتژی هایی را برای عملی ساختن افکار ناب خود پیدا کنید.

6- سفر کنید

سپری کردن مدت زمانی به دور از خانه سبب بالا رفتن حس کنجکاوی و به منزله آن خلاقیت می شود. در سفر ذهن به آرامش می رسد و آمادگی فعالیت مجدد را پیدا می کند.

7- سرزندگی و شادی را به زندگی خود راه دهید.

بیشتر افراد هنگامیکه در شرایط دشوار زندگی قرار می گیرند، حالت هایشان بیش از اندازه جدی می شود،  اما تحقیقات گویای این مطلب هستند که سرزندگی، تفریح، و قدری بازیگوشی مسیر خلاقیت شما را باز کرده و راه حل های بی نظیری را در پیش رویتان قرار می دهد.


نویسنده : احمد محمودی
تاریخ : یکشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۸۸
زمان : 20:54
7 راه موفقیت در تمام مراحل کاری
| | ادامه مطلب...

7 راه موفقیت در تمام مراحل کاری:

هرچه در کارتان باتجربه تر و متخصص تر می شوید برای رسیدن به موفقیت به علم، مهارت و استعداد نیاز دارید.

مرحله اول (خود)

وقتی اولین کارتان را به دست می آورید، اولین چیزی که از شما انتظار می رود مهارت های تکنیکی، درک خوب از تئوری و اصول حیطه کارتان است. از شما انتظار می رود دستورالعمل ها را به درستی و با اطمینان اجرا کنید.

خیلی زود در کارتان تکنیکی می شوید و علم زیادی در حیطه کارتان پیدا میکنید. متخصصی می شوید که فارغ التحصیلان جدید می توانند به خوبی از شما راهنمایی بگیرند و برای همکارانتان هم مشاور خوبی خواهید بود.

مرحله دوم (ابزارها)

بعد از چند سال کم کم راه های بهتری برای انجام فعالیت هایتان پیدا می کنید. هدفتان انجام کار بیشتر، در مدت زمان کمتر و با تلاش کمتر خواهد بود. شما جوان، پرانرژی، و بسیار مشتاق به کار هستید. دیگر از کارهای تکراری و یکنواخت خسته خواهید شد.

از اینرو یا ابزارهای لازم برای آنرا خودتان می سازی و یا از ابزارهای موجود در بازار استفاده می کنید. درنتیجه دانش ابزارآلات موجود، طریقه استفاده و ماهر شدن در آنها بخش بسیار مهمی از لیست مهارت های شما خواهد شد.


نویسنده : احمد محمودی
تاریخ : یکشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۸۸
زمان : 20:50
|

چگونه به ندای درونیتان اعتماد کرده و از آن استفاده کنید

آیا علاقه ای به مطالعه کتاب های "کمک به خویشتن" دارید؟ معمولاً در این کتاب ها به ما آموزش داده می شود که همه افراد دارای نوعی حس هشیاری درونی هستند که اطلاعات  زیادی را در اختیار آنها قرار می دهد. تا کنون برایتان اتفاق افتاده که ندای درونیتان به شما بگوید کاری را انجام دهید اما منطقتان از انجام آن کار جلوگیری بعمل آورد؟

در مبحث فلسفه بحث های زیادی در این مورد صورت گرفته و برخی از فیلسوفان قهار معتقدند تا زمانیکه فرد از مراحل عرفانی بالا عبور نکرده باشد نمی تواند به ماهیت حقیقی درون خویش پی ببرد؛ اما در زندگی روز مره به وضوح می توانیم این مسئله را درک کنیم. جوانان، میانسالان، و کهنسالان همه تجربه هایی از این دست داشته اند و در حقیقت در برخی مواقع بعضی چیزها از راهی مرموز که نمی توان توجیه 100% علمی برای آن پیدا کرد به آنها الهام شده است. همه ما اطلاعاتی را از ندای درونی خود می گیریم که خودمان هم نمی دانیم از کجا می آیند.

حقیقت اینجاست که اطلاعات مفید برای تصمیم گیری بر اساس همه برد ها و باخت ها و تغییرات دیگر معمولاً در وقت مناسب خود ظاهر می شوند. برخی این موضوع را به فرشته های نگهبان نسبت می دهند، به هر حال هر چه که باشد صرفاً یک صدای درونی است که از منبع پرانرژی تغذیه می شود. در هر رویدادی این صدای درونی آماده کمک کردن به افراد است و هر کس با روی باز از آن استقبال کند بی پاسخ نمی ماند. در این قسمت چند نکته در مورد چگونگی برقراری ارتباط و کمک گرفتن از ندای درونی و ضمیر ناخودآگاه را ذکر می کنیم.

1. مکان آرامی را پیدا کنید. جایی که در آن کاملاً ریلکس بوده و احساس امنیت داشته باشید و هیچ چیز حواستان را پرت نکند. چند نفس عمیق شکمی بکشید تا آرامشتان بیشتر شده و تنش و استرس از بدنتان خارج شود. تصور کنید که سوار یک آسانسور شده اید و در حال پایین رفتن هستید و همینطور در حال ورود به اعماق قلب و مغزتان هستید. گوش کنید: هیچ صدایی نمی آید، سکوت همه جا را فرا گرفته، چند لحظه دیگر صبر کنید تا آرامش درونیتان چند برابر شود، بعد ببینید منبع دانایی و معرفت شما کجاست.

  1. حال تصویر آن منبع را در ذهن خود مجسم کنید: (فرشته محافظ، پروردگار، ذهن ناخودآگاه و ...) ببینید در ذهنتان چه فکری می و یا چه تصویری ایجاد می شود. به دقت روی آن تمرکز کنید.
  1. از او با جدیت بپرسید که آیا در حل مشکلی که برایتان اتفاق افتاده است و یا تصمیم بزرگی که باید بگیرید به شما کمک می کند؟ گوش کنید. ببینید چه ذهنیتی ایجاد می گردد و چه تصویری ساخته می شود. سعی کنید تا جایی که می توانید آرام باشید و هر چه را که می بینید به درستی به مشکل خود ارتباط دهید. فکر کنید که در کنار یکی از دوستان قدیمی و محبوب خود نشسته اید. در مقابل پرسش شما تصویر ذهنی تان تغییر می کنید و می توانید پاسخی شبیه بله یا سایر پاسخ های مثبت تاکیدی بشنوید.
  1. حال کمی دقیقتر شوید و مشکل اصلی خود را بیان کنید و از او بخواهید تا اطلاعاتی برای حل کردن مشکلتان در اختیارتان قرار دهد. هر چه که در ذهن شما بوجود آمد، حتی اگر هیچ معنایی هم برایتان نداشت، باز هم به آن دقت کنید و تصاویر را به خاطر بسپارید.
  1. اگر سوال های دیگری هم دارید بپرسید و ببینید چه اتفاقی می افتد. می توانید یک قلم و کاغذ در اختیار داشته باشید تا افکار و اشکالی که در ذهنتان می آید را یادداشت نموده و تصویرها را بکشید تا آنها را فراموش نکنید. گاهی اوقات هم نه تصویری می بینید و نه ایده ای، فقط دریافت می کنید که باید چگونه عمل کنید. فقط "می فهمید" و احساس خوبی پیدا می کنید.
  1. اگر می خواهید بر اساس ندای درونی خود عمل کنید، هرچقدر که می خواهید می توانید از نظر علمی آنرا زیر رو کرده و بررسی نمایید. سعی کنید به طرق مختلف از چیزی که ندای درونیتان می گوید برداشت کنید و نتیجه گیری نمایید. همیشه در  ذهن خود یک محیط محبت آمیز ایجاد کنید و به مزایا و معایب پیغام های درونی خود خوب فکر کنید.
  1. از آنجایی که ما در مرحله ای قرارگرفته ایم که همه افراد تصور می کنند که به راحتی می توانند به موفقیت دست پیدا کنند و اگر چنین نشود مشکل از خودشان است، به خودتان فرصت بدهید تا به ندای درونیتان ایمان بیاورید. اگر صبور باشید بهترین ها را در اختیار شما قرار می دهد؛ پافشاری کنید.

اما اگر در موارد نادر صدای درونی به شما نه گفت باید چه کار کنید ؟ این صدای سطحی درون شماست و نه ندای درونیتان. اصولاً یک عنصر مجازاتی است که در مقابل ندای درونی قد علم کرده. عشقی که در درون همه افراد وجود دارد هیچ گاه اجازه نه گفتن را به خود نمی دهد، اما ناراحتی و خشونت را کنار بگذارید و به جستجو ادامه دهید. شما نباید فقط به خاطر دشمنی که به آنجا تعلق ندارد از زندگی درونیتان دست بکشید.

به طور خلاصه اگر می خواهید زندگیتان تغییر پیدا کند باید به ندای درونی خود گوش فرا دهید. معرفت و دانایی که شما به دنبال آن هستید در آنجاست. ابتدا با قلبتان مشورت کنید، بعداً منطقتان نیز به شما می پیوندد. به راههای که در پیش رویتان قرار می گیرد اعتقاد داشته باشید، همه ما دارای توانایی های خاص خود بوده و افراد منحصر بفردی هستیم.


نویسنده : احمد محمودی
تاریخ : شنبه دوم خرداد ۱۳۸۸
زمان : 11:23
ارتباط افزایش ثروت و قدرت با افزایش مسئولیت افراد
|

ارتباط افزایش ثروت و قدرت با افزایش مسئولیت افراد

آیا شما از آن دسته آدم هایی هستیدکه وقتی از نظر اوضاع مالی، کاری یا هر چیز دیگری ارتقاء می یابند، مسئولیت شرعی و اخلاقی خود را نزد خداوند و آفریده هایش وسعت می دهند؟

دوستی داشتم که هر روز از محل کار با او به خانه می آمدم، او عادت داشت هفته ای یکبار مبلغ مشخصی را به فرد مستمندی که سر راه ما قرار داشت کمک کند. بعد از مدتی متوجه شدم که او مبلغ اهدایی خود را به آن مستمند بیشتر کرده است. وقتی از روی کنجکاوی علت را جویا شدم گفت: "مدتی است که درآمدم افزایش یافته و احساس می کنم که وظیفه دارم مبلغ بیشتری را به تهی دستان کمک کنم." خود او برایم تعریف کرد سابقا پدرش در شرکت یکی از دوستانش مشغول به کار بوده و مانند سایر کارمندان معمولی آن شرکت به زندگی عادی خود می پرداخت. اما بعد از مدتی پدرش از سوی هیئت مدیره به عنوان مدیر مالی شرکت منصوب می شود.  پدر سعی می کند تا از آن به بعد مسئولیت های اخلاقی و شرعی خود را شناخته و به آن ها عمل کند. او از طریق ارتباط نزدیک با کارکنان شرکت و مشتریان سعی می کرد از مشکلات مالی آن ها  با خبر شود و در راه رفع آن ها قدم بردارد.

برخی از افراد هستند که وقتی سطح زندگیشان به هر دلیل ارتقاء می یابد، این پیروزی را صرفا نتیجه توانمندی خود می دانند و در مقابل حاضر نیستند تا با شناخت وظایف و مسئولیت های خویش و تلاش در انجام آنها، اثر وجود خود را موجب بهره مندی سایرین و رفع مشکلات آن ها نمایند. آنها فراموش کرده اند که "هرکه بامش بیش، برفش بیشتر است." و فکر می کنند که  ارتقای موقعیت آنها ارتباطی به دلسوزی و کمک ایشان به دیگران ندارد.

رشد سطح زندگی ما تنها بهره برداری از ویژگیهای مثبت آن به نفع خود نیست. ما باید بپذیریم که در قبال موفقیت های مالی و شغلی خود، وظایف و مسئولیت های ما مجددا از نو تعریف می شود که عدم توجه ما به این مسایل نشان دهنده کم لطفی و کم کاری شخص ماست.

خداوند و کائنات از از انسان ها به قدری توقع و انتظار دارند که شرایط و امکانات در اختیار آن ها قرار گرفته است. این امکانات می تواند هرچیز و هرکسی باشد فقط کافی است که ما به آنها توجه کنیم و شکرانه وجود آنها را با کمک، رفع نیاز و مشکلات دیگران نزد خداوند به جا آوریم.

ثروت، موقعیت شغلی و اجتماعی، دانش بالا، فرزند سالم، همسر موفق و توانمند، خانواده با اصالت و معتمد، درآمد مکفی و هرچیز دیگر، از نمونه امکاناتی هست که ما دراختیار داریم و برای هرکدام از آنها وظایف و مسئولیت الهی از سوی خداوند مشخص شده است و ما باید با شناخت این مسئولیت ها، وظایف خود را نسبت میزان به برخورداری از آنها به انجام رسانیم.

بهتر است زمانی که با موفقیت جدیدی در زندگی مواجه می شویم و توان خود را از آن نظر بالاتر می بینیم، با اندکی تامل نسبت به شناخت وظایف جدید خود تلاش کنیم و سعی کنیم با برنامه ریزی دقیق در انجام آن ها سربلند فرود آییم. رسیدن به موقعیت بهتر ملاک موفقیت نیست، موفقیت واقعی آن است که ما بتوانیم به درستی از شرایط و امکانات جدید به نفع خود و دیگران بهره برداری کنیم. زمانی می توان به موفقیت خود یقین داشت که از رضایت اطرافیان و مخاطبان درخصوص نحوه عملکرد ما در آن زمینه برخوردار شده باشیم. برای اینکه بتوانیم وظایف خود را به درستی بشناسیم و درک کنیم باید خود را جای مخاطبانمان بگذاریم و ببینیم چه انتظاری از ما دارند یا این که اگر شخص دیگری به جای ما در آن موقعیت قرار داشت خودمان چه توقعی از او داشتیم.

نصیحتی از مشاوری به یاد دارم که می گفت:"در محیط خانواده شاید به دلایل مختلف همسر و فرزندانت که تحت پوشش و سرپرستی تو قرار دارند از موقعیتی که برایشان فراهم کردی ناراضی و دلسردباشند اما سخنی به میان نیاورند. به همین علت تو همیشه باید هوشیار و آگاه باشی که عدم اعتراض آن ها ملاک بررضایت کامل و قلبیشان نیست و سعی نکنی تا با غرور کاذب خود، بیش از پیش عرصه را بر آنها تنگ نمایی.


نویسنده : احمد محمودی
تاریخ : شنبه دوم خرداد ۱۳۸۸
زمان : 11:21
:: عقیده که شما را در زندگی عقب نگه می دارد
:: باباگرگر روستا وزادگاه من
:: اولین برف زمستانی 1401 مبارک
:: تئوری مدیریت بحران
:: تبریک
:: تبریک
:: چند استراتژی مهم درخصوص مدیریت فناوری اطلاعات
:: روش تهیه سرمایه مورد نیاز برای شروع يك کسب و کار اینترنتی موفق
:: پیشاپیش سال نومبارک
:: هوش سازمانی چیست؟
:: حوزه هاي پيچيدگي علم وتئوریهای مرتبط با آن
:: روش تهیه سرمایه مورد نیاز برای شروع يك کسب و کار اینترنتی موفق
:: باورها چگونه شکل می گیرند؟
:: چگونه می توان ازاسرار قدرت تاثیرگذارخود بهره جست
:: تکامل در ابزارها و مفاهیم مدیریت دانش