(ان الله لا يغير مابقوم حتى يغيروامابأنفسهم..باز بايدسرنوشت رااز سرنوشت)

 
 
باباگرگر روستا وزادگاه من
|

شرح وتوضیح:

موقعیت جغرافیائی:
در ٢٣ كيلومتري شمال شرقي بلوك اسفندآباد سابق در شهرستان قروه (قوروا)) (در تقسيمات كشوري فعلي در تركيب استان كردستان)، در دشتي فراخ روستاي باباگرگر و در اين روستا چشمه هميشه جوشان شفابخشي بنام "تنگز") وجود دارد. در فاصله دو كيلومتري اين محل و در مسير روستاهاي قصلان (قاسيلان (٣) و دلبران (تالپيران)(٤) ، "زيارتگاه باباگرگر" ديده ميشود كه منسوب به امامزاده سيد جلال الدين به گفته برخي از نوادگان امام باقر) و در ادبيات آشيقي تركي  منتسب به دده قورخود است.

        

بقعه باباگرگر (بابا قورقور ياتيري):

قروه( قوروا)، شهري سردسير واقع در دشتي وسيع با معادن فراوان، سنگ هاي تزييني و ساختماني در اطرافش و با فرهنگ تركي در تمام نواحي شمالي و شرقي و جنوبي شهرستان و فرهنگ كردي در برخي نواحي غرب آن است. در ٢٣ كيلومتري شمال شرقي شهر، روستاي بابا گرگر كهنه (قديمي) قرار دارد كه بر اثر زلزله ويران شده است. اين روستا با طبيعت سبز در دشت نسبتا وسيعي واقع گرديده كه توسط تپه ماهورهاي طبيعي احاطه شده است. بلوك اسفندآباد كه در گذشته آن را «قلمرو علي شكر بيگ» مي گفتند در غرب استان آذربايجاني همدان واقع شده و مركز حكومت آن در سابق روستاي قصلان (قاسيلان) بوده است. معدن سنگ مرمري در اين ناحيه واقع شده بود كه تمام مرمرهاي قلعه حكومتي و مسجد دارالاحسان و اغلب عمارات و حمام هاي شهر سنندج از آن جا تامين مي شده اند. بلوك اسفندآباد در قديم داراي ٩٤ قريه بوده كه يكي از روستاهاي آن قريه باباگرگر است.

در اين محل چشمه‌هاي آهك‌ساز فراوان، برجستگي‌هايي به وجود آورده‌اند كه مشهورترين آنها «اژدها» با حدود ٣٠٠ متر طول ٥ متر ارتفاع و پهنايي بين ٤ تا ٧ متر نام دارد. هر اندازه ارتفاع آن افزايش يافته، پهناي شكاف آن نيز به علت رسوب‌گذاري جديد تنگ‌تر شده است. در شرق و شمال شرقي اژدها چند برجستگي در جهات مختلف، اما كوچكتر از آن وجود دارد كه محل شكاف خروج آب هنوز در وسط آن به چشم مي‌خورد. اين برجستگي‌هاي كوچكتر را دست‌هاي اژدها مي‌نامند. در چندين نقطه آب از شكاف زمين بيرون مي‌آيد و حفره‌هاي خروج گاز آن نيز فعال است. طعم آب آن شور و تلخ و گويا براي امراض سوداوي و جلدي مفيد است.

در فاصله دو كيلومتري اين محل و در مسير روستاهاي «دلبران» (تالپيران) و «قصلان» (قاسيلان) "زيارتگاه بابا گرگر" منسوب به امامزاده سيدجلال الدين ديده مي شود كه به گفته اهالي از نوادگان امام باقر (ع) است. اين بقعه از ديدني‌هاي شهرستان قروه و امامزاده‌ي معتبري است كه در روستاي باباگرگر (گورگور) و در شهرستان قروه(قوروا) آذربايجان واقع شده است. امام زاده باباگرگر مکان مذهبي معتبري است كه به باوه گرگر نيز مشهور است.

مدفن اين امام زاده بر صخره سنگي بلندي حاصل از آب ها و گازهاي معدني ساخته شده است. مقبره امامزاده از چند بخش تشكيل يافته، اتاق اصلي و گنبدي شكل آن در بخش جنوبي و اتاق هاي ديگر در ضلع شرقي جاي دارد. ورودي بنا به صورت ديوارچيني از خشت و قلوه است و پوشش چوبي دارد و اتاق مقبره داراي گنبدي شلجمي است. در ساخت گنبد از سنگ هاي لاشه اي محلي روي پايه هاي خشتي و سنگي استفاده شده است. اين بقعه داراي تزئينات خاصي نيست. تاريخ دقيق ساخت بقعه مشخص نيست، ولي به نظر مي رسد كه پيش از دوره حاكميت دولت تركي-آذربايجاني قاجار و توسط معماران محلي ساخته شده باشد.

معنای لغوی:

باباگرگر - دده قورخود:

گرگر-قورقور كلمه اي تركيبي تركي است. در زبان تركي "قورQor " به معاني جرقه، شراره، اخگر، آتشپاره و .... است. (قورخانه به معني زرادخانه از همين ريشه است). همچنين "گورگورGürgür " به معاني آبشار و شعله، و "قورقورQurqur " نيز به معاني آواي درهم و بر هم، ظرف آهني براي نوشيدن آب، ناودان كوچك، قوطي آهني بيضي شكل، .... است. علاوه بر نام خود "گورگور"، اكثريت مطلق اسامي جغرافيايي پيرامون آن نيز اعم از روستا و رود و كوه و تپه و .... از جمله در غرب "آجي چاي"، در جنوب "اوچ بلاغ (اوچ بولاق)"،(قره خان بلاغ ((قاراخان بولاق)"، "ديره كلو (ديره كلي)"، "قزلجه كند (قيزيلجا كند)"، و در شمال غربي "دوغان"طوغان، "باشلوجه (باشليجا)"، "قوچاق"، .... همه تركي است.

گرچه محتمل است كه نام "گورگور" و يا "قورقور" داراي معاني فوق الذكر بوده باشد، اما با اينهمه بعضي از اهالي ترك، در ادبيات فولكلوريك تركي و آذربايجاني و حتي محققين، باباگرگر را با "دده قورقود" و بقعه باباگرگر را با مزار دده قورقود يكي ميدانند. بويژه در ادبيات آشيقي تركي، مزارهاي با نام گرگربابا، به دده قورقود انتساب داده مي شوند. در واقع مردم منطقه نيز، به اين بقعه شريف اعتقاد وافري دارند و در مورد اين سنگ كه به شكل اژدهاست، قول هاي مختلفي روايت شده است. "بابا گرگر" ترجمه و تلفظ فارسي "دده قورقوتDәdә Qorqut " تركي است. "قورخود" و يا "قورخوت" در زبان تركي به معني سهمناك، مهيب و انديشناك و از ريشه "قورخو" به معني ترس است و با تلقي مردم محلي از صخره بزرگ اژدها مانندي كه آرامگاه بر روي آن ساخته شده نيز هماهنگي كامل دارد. (گرچه امروزه در تركي آزربايجاني اكثرا فرم "قورقود" بكار ميرود، با اينهمه شكل صحيح اين نام به ويژه در تركي آزربايجاني "قورخودQorxud " و ترجيحا "قورخوتQorxut " ميباشد). امروز در منطقه ترك نشين شمال خراسان-افشار يوردو- در شهرستان تركي بجنورد نيز محلي بنام "قورخود" وجود دارد.

يكي از محققين ايراني در باره مكانهاي با نام باباگورگور و ارتباط آن با دده قورقوت چنين مي گويد: "در نقلي قولهايي كه از برخي از آشيقان ميشود، رواياتي مبني بر آنكه دده قورقود با پيغمبر اسلام ملاقات كرده و پس از ديدار با وي در راه بازگشت، دين اسلام را به طوايف ترك اوغوز آموخته است. آنگونه كه ما شنيده ايم در استانهاي "كرمانشاه" و خوزستان، همچنين در خاك عراق، مكانهايي با نامهايي مانند باباگورگور، باباغرغر و .... وجود دارند. نام اين اماكن با روايات نقل شده از آشيقان منطبق است و مي توان به همچو استنباطي رسيد كه دده قورقود در زمانه خود، شخصي مشهور بوده و در مسير خود به حجاز براي ديدار با پيغمبر اسلام، در محلهايي كه اتراق نموده نام خود را به يادگار گذارده است. اين محلها در راه آزربايجان، كرمانشاهان، خوزستان و عراق بوده و در يك مسير قرار دارند. باباگرگر و بابا غرغر، تلفظ فارسي و عربي دده قورقود است." (دده‌ قورقود داستانلارينين مضمونو و اونلارين يارانما- يازييا آلينما تاريخي، سميرا اعاشه‌طلب- ادبيات فارسي- دانشگاه علامه طباطبايي افسانه دده قورقود از آلتايهاي سيبري به تركستان و از تركستان به قفقاز و خاورميانه و از قفقاز و خاورميانه به سوي آناتولي و آسياي صغير و بين النهرين راهي طولاني طي نموده، حكايات آن در هر كدام از اين سرزمينها بارها و بارها از سوي توده هاي تورك خوانده شده است. با هر خوانش، متقابلا بخشهايي از بافت و رويدادهاي آن سرزمين را در خود جذب نموده و به واقع قورخودي نو آفريده شده است. بدين ترتيب هر قورخود در حالي كه ادامه دهنده قورخود پيشين و غير از آن است، در عين حال خود او نيز است. افزون بر آن در دنياي تورك، روشن بينان خردمندي كه به حيات معنوي توده ها جهت ميداده اند از سوي خلق قورخود ناميده شده اند. به همين سبب است كه در دنياي تورك، ما نه با يك دده قورخود بلكه با سيستمي از دده قورخودهاي معنوي-تباري مواجه ميشويم و باز به همين سبب است كه در مناطق مختلف دنياي تورك، از ازبكستان تا آنادولو و توركمان ائلي در عراق و بويژه در آزربايجان از دربند تا قروه (قوروا)، مزارهاي بسيار قورخود مشاهده ميشود. تا قورخود دربند و قروه (قوروا) آذربايجان، صدها قورخورد ديگر وجود داشته است و دده قورخودي كه در كتاب دده قورقود از آن نام برده ميشود نيز تنها يكي از آخرين نمايندگان سلسله قورخودهاست. شخصيت و افسانه هاي دده قورقود متعلق به دنياي توركي و دده قورخود و افسانه هاي دده قورخود ميراث مشترك همه خلقهاي تورك است. آنچه كه انحصارا به آذربايجان تعلق دارد گونه اي از آن يعني كتاب دده قورخود است كه بلاواسطه در آزربايجان (تركيه، قفقاز و ايران) شكل نهايي خويش را پيدا نموده و به تركي آذربايجاني نگاشته شده است.
دنيز بولاغي می گوید: چشمه‌ آب معدني بابا گرگردر ١٨ كيلومتري‌ شمال‌ شرقي‌ شهرستان‌ قروه (قوروا)‌، در روستاي‌ باباگرگر، در فاصله چند صد متري اين خطه چشمه‌اي‌ جوشان‌ هميشه‌ مي‌خروشد كه‌ به‌ آن‌ "دنگز" (دهنز، دكنز) مي‌گويند كه يكي از مهمترين چشمه هاي آب معدني  (قرار گرفته در تركيب استان فعلي كردستان) است. "تنگيز" لغتي در تركي باستان به معناي رودخانه بزرگ، درياچه و دريا بوده، معادل آن در تركي نو، "دنيز" (در تركي چوواشي، "تنگير") ميباشد.آب‌ اين‌ چشمه‌ كه از دل زمين مي جوشد،‌ در استخري‌ عميق‌ و مدور به‌ محيط ‌ ٢٠٠ متر جمع‌ مي‌شود و منظره جالبي ايجاد مي كند. اين‌ آب به‌ علت‌ وجود املاح‌ معدني‌ به‌ ويژه‌ گوگرد رنگ‌ آن‌ مايل‌ به‌ سرخ‌ است‌ و در بعضي‌ مواقع‌ به‌ رنگ‌ زرد مايل‌ به‌ نارنجي ليمويي‌ در مي‌آيد. اين نوع آب ها از دسته آب هاي كلرو بيكربناته مخلوط گازدار و داراي طعم مخصوصي اند و در تركيب خود انيدريد كربنيك داشته و آرام بخش هستند و ظاهرا براي برخي بيماري هاي دستگاه گوارش مانند سوء تغذيه و نيز راشيتيسم‌ و درمان‌ تورم‌ امراض‌ سودايي‌ و پوستي‌ بسيار موثر اند. علاوه بر اينها چشمه آب تلخ پيرصالح در محدوده شهرستان بيجار (بايجار) براي درمان بيماريهاي رماتيسمي مفيد است.اين چشمه مورد توجه اهالي محل و مسافران است و همه ساله افراد زيادي از ساير شهرستانها و استانهاي هم جوار براي درمان بيماريهاي پوستي و گوارشي به اين چشمه مراجعه مي كنند. چشمه‌ دنگيز و امامزاده‌ باباگرگر و برجستگي مربوط به اژدها در كنار آن‌، از مكان‌هاي‌ طبيعي‌ و تاريخي‌ و از قابليت‌هاي جهانگردي و زيارتي مناسب اين بخش از آذربايجان و فعلا يكي از جاذبه ها و تفرجگاه هاي مهم استان كردستان محسوب مي شود.

برخي از گورگورها و دنگزهاي ديگر:

در بخش آذربايجاني شرقی واطراف تركيه، و همچنين در ميان منطقه زيست دياسپوراي تركان در عراق، مناطق بسياري با نام گورگور وجود دارند. از آن جمله اند:

گورگوربابا در كركوك, توركمان ائلي- عراق: گورگوربابا نام منطقه اي نفتي در آغوش تپه هاي جنوب غربي كركوك و نخستين منطقه نفتي كشف شده در عراق و يكي از بزرگترين آنها در جهان است. گورگوربابا به سبب وجود آتشي جاويدان (سؤنمه¬ز اود، نار الازليه) كه كاملا در وسط منطقه نفتخيز قرار گرفته به دليل عظمت و حشمت اين آتش و شعله هايش كه يكي پس از ديگري سر مي كشند، شهره است. آتش هميشه روشن گورگوربابا از باد و باران و برف و سرما و طوفان متاثر نمي شود. و اين خصوصيات باعث شده اند كه مردم به اين آتش و منبع آن به چشم پديده اي مقدس بنگرند. روايت مي شود كه حتي چنگيز خان نيز در مقابل عظمت آتش گورگوربابا زانو زده و دعا نموده است. آتش جاويد گورگوربابا در ادبيات دياسپوراي تركان  عراق (توركمان) سمبل حسرت بي پايان است. يكي از مشهورترين نظيره ها براي اثر جاودانه شهريار، حيدربابا، در توركمان ائلي عراق و بنام "گورگوربابا" سروده شده است .6

در شرق تركيه:  تپه هائي به نام گورگوربابا و گورگور وجود دارند.
در گورگوردره و گورگور گدييي در ميشوداغ, گونئي: در ميشو داغ (كوههاي مشيو) شهرستان گونئي (شبستر ويا ارونق و انزاب) يك دره و يك گديك بنامهاي گورگور دره (دره طنين دار) و گورگور گدييي (پيچ گورگور) وجود دارند.

گورگور چاغلاياني (آبشار) خياو چاي در ساوالان داغي: گورگور به آبشار واقع در مسير خييووچاي (رودخانه خياو) اطلاق ميشود كه در جنوب روستاي موئيل مشگين شهر و در ارتفاع ٢٦٠٠ متري از سطح دريا واقع است. بلندي آبشار حدود ١٢-١٠ متر بوده و از نظر حجم جريان قابل توجه ميباشد. حوضچه اي دايره اي شكل در محل ريزش آب ايجاد شده است. آبشار گورگور بعلت منظره جالب طبيعي و وجود ماهي قزل آلاي خال قرمز در رودخانه و حوضچه پايين دست و برخورداري از موهبت آبگرم معدني ملك سوئي (ملك سويو) و چشم اندازي از كوهستان ساوالان (ارتفاعات دلي آلي، آيقار، هرم و كسري) جذاب و ديدني است. آبشار گورگور ساوالان در حدود ١٢ متر ارتفاع و ٢٠٠ مترمربع محوطه گردشگاهي دارد و در يكي از زيباترين نقاط طبيعي استان يعني دامنه شمالي كوه ساوالان واقع شده است. دسترسي به آن تا دامنه‌هاي كوه با ماشين و بقيه با پاي پياده امكان‌پذير است. اين آبشار همراه با ديگر عناصر زيبا و بديع طبيعي مانند يخچالهاي دائمي، چشمه‌هاي آب گرم و آب معدني متعدد، و پوشش گياهي مصفا فضايي مناسب و دلپذير براي علاقه‌مندان زيبايي‌هاي طبيعت بوجود آورده و هر ساله هزاران نفر را جذب مي كند.

گورگور داغي در سوغورلو (٧) (تخت سليمان), تيكان تپه (تكاب): ورقه تخت سليمان در چهار گوش تيكان تپه (تكاب) از استان آزربايجان غربي و زنجان واقع است. در اين حوزه كوهستاني كوهي بنام گورگور با ارتفاع ٢٩٠ متر وجود دارد.

درياچه دنگز در لارستان: در جنوب ايران و در حاشيه تنگه هرمز، در شمال لار درياچه اي با نام تركي دنگز (angzd) وجود دارد كه يادگار سكونت تركان در قرون اوليه عهد اسلامي در اين مناطق است.

شرحی برزیارت بقعه باباگرگر

زیارت در لغت به معنای دیدن کردن، به دیدار کسی رفتن، و ... می باشد. به دیدار او رفت، از او دیدن کرد، هم معنای زیارت است. اما در فرهنگ مذهبی در معنای  نوعی دیدار خاص(توام با اکرام) از قبور بزرگان و بزرگزادگان دینی اصلاح یافته است به گونه ای که از این لغت بلافاصله چنین معنایی به ذهن متبادر می شود. زائر اسم فاعل زیارت؛ به معنای زیارت کننده، و مزور اسم مفعول و به معنای زیارت شونده است.

تاثیر زیارت

زیارت از جمله حقایق معنوی است که از قانون خودش تبعیت می کند قانونی که ثابت و پابرجاست و همیشه عمل می کند . زیارت زائر و مزور را تحت تاثیر یکدیگر قرار می دهد در روایات بسیاری داریم که به زیارت اموات بروید اموات از اثر حضور شما چنین و چنان می شوند و ... همچنین به یاد مرگ افتادن و بیزاری از دنیا که ارمغان همیشگی قبرستانهاست، تاثیر مثبتی است که اموات بر زائرین می گذارند. کسی که دلتنگ عزیز از دست رفته است بیش از هر جایی در کنار مزار او آرام می گیرد اینها آثار واقعی زیارت است که کسی نمی تواند منکر آن باشد. 

بنابراین، رابطه اثر پذیری در زیارت دوسویه است مگر اینکه یکی از طرفین انسان کامل باشد(در اینجا مزور منظور است) و تحت تاثیر نقص های اطرافیان قرار نگیرد. در این فرض زائر تاثیر پذیرمطلق و مزور تاثیرگذار می شود و رابطه تاثیرگذاری یکسویه و به نفع زائر می گردد.11

در روایات داریم که آرامگاه اولیای الهی بقعه ای از بقعه های بهشت است. یعنی همانطور که بهشت محل وصال حقیقی به خداوند و سلامت و امنیت نفس و برآورده شدن آرزوها و ... است، حرمهای اولیای الهی نیز این چنین است و تا این اندازه موجب صفای روح و شفای دل می شود. کسی که آرامش روحانی را در حرم اهل بیت درک نمی کند و تاثیر نمی پذیرد باید در رفتار و زیارت خود تجدید نظر کند. رسول خدا خطاب به امیرالمومنین علیه السّلام فرمود: اى ابا الحسن خداوند قبر تو و قبور فرزندان تو را بقعه‏اى از بقعه‏هاى بهشت مى‏گرداند. (ارشادالقلوب، ترجمه سلگى،ج2، ص383)

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «چون یكی از شما شیعیان عمل حج را بجای آورد، حجش را با زیارت ما ختم كند ، زیارت ما جزو پایانی حج است .       

شک نیست که ‏«زیارت‏» در اسلام، بخصوص در فرهنگ شیعه، جایگاه والایى دارد. امامان و اولیائى خدا،تا حد بسیارى دعوت و تشویق به زیارت کرده‏اند. پاداش ها و ثواب هاى فراوانى براى‏«زایر»بیان شده است. «زیارت‏»،در ارزش و پاداش، همپاى بسیارى از عبادات،بلکه برتر از حتى جهاد و شهادت به حساب آمده است«مزار»ها،در اسلام،از اعتبار خاصى برخوردار است. «مزور»ها،مورد تکریم فراوان قرار گرفته‏اند. «زیارتنامه‏»ها،یک دنیا تعلیمات و فرهنگ و آموزش و تربیت را شامل است. راستى...این همه دعوت و تشویق به زیارت،چرا؟ 

این همه پاداش و اجر و ثواب،براى هر قدم قدم زیارت،براى چه؟ چه تناسبى میان عمل زایر با آن پاداش هاى عظیم و خیره کننده و بهت‏آور؟ مگر نه اینکه‏«اجر»،در مقابل‏«عمل‏»است؟و مگر نه اینکه تناسبى باید بین‏«کار»و«مزد»باشد؟ 
اساسا چرا باید زیارت رفت؟ فایده زیارت براى زایر چیست؟ زیارتگاه ها چه نقش تربیتى و تهذیبى دارند و باید داشته باشند؟ 
زیارتنامه‏ها چه متن هایى است و چه آموزش هایى دارد؟ در زیارت،باید به‏«دل‏»پرداخت‏یا به‏«عقل‏»؟ زیارت،ریشه در منطق و برهان دارد،یا خاستگاه آن،وادى شور و شوق و جذبه و عرفان است؟ 

زیارت،در صدر اسلام،مهم و مفید بوده،یا همیشه و هم اکنون هم سازنده و تعهد بار و رسالت آشناست؟ در زیارت،به‏«منفعت‏»باید اندیشید یا به‏«معرفت‏»؟زایر،«عاشق‏»است‏یا«جهانگرد»؟ زیارت،«دخل‏»است‏یا«خرج‏»؟ زیارت،عملى عبادى است،یا جنبه‏«سیاسى‏»هم داشته و دارد؟ 

زیارت،ساخته و پرداخته شیعیان است،یا اصلى است که پیامبر،منادى آن است و ریشه در متن دین دارد و عقل،پشتوانه آن است و عرف،حامى آن و ملت ها و اقوام بشرى عامل به آن؟! 

اینها...و مطالب و مسائل دیگرى،انگیزه آن است که از میان آن همه زمینه‏ها و دستور العمل ها و برنامه‏ها که گفتیم در فضاى تربیتى دین و مکتب وجود دارد،«زیارت‏»را انتخاب کرده و از جوانب گوناگون،پیرامون آن به دقت و تامل بپردازیم. 

تا از کرانه این غدیر فیاض،بهره‏اى برگیریم و اگر در کنار دریا نشسته‏ایم،-دریاى معارف اهل بیت عصمت-لب تشنه نمانیم.و اگر نه به حد کمال مطلوب،ولى به اندازه وسع و گنجایش خویش،رفع عطش کنیم. 

آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگى باید چشید تشنه‏ایم و جویا... خدا بر تشنگى ما بیفزاید تا جویاتر شویم.

آب کم جو،تشنگى آور به دست     تا بجوشد آبت از بالا و پست 


زیارت‏، قلمرو دل ‏و وادى محبت‏

در بحث‏«زیارت‏»،پیش از آنکه استدلال شود که چرا باید رفت و رفتن به زیارت را چه سود؟اگر شناختى محبت آور،نسبت‏به صاحبان‏«مزار»باشد،جایى براى این سؤال و استدلال باقى نمى‏گذارد. در زیارت،بیش از فلسفه و برهان،عشق و شور و محبت نهفته است. 

بیش از آنکه‏«عقل‏»،محاسبه کرده و در یابد که چرا؟«دل‏»،فرمان داده و زایر را به مزار رسانده است. وادى زیارت،بیش و پیش از آنکه وادى معقولات و محاسبات عقلى باشد،وادى دل و جذبه درون است. زایر،اگر بداند و بشناسد که مورد زیارت‏کیست؟ ،دیگر نمى‏پرسد: کجاست؟

زیارت مى‏تواند نمودى از احساس شوق درونى انسان باشد. نشانى از محبت و دلیلى بر عشق و علامتى از تعلق خاطر باشد. زیارت،زبان علاقه و ترجمان وابستگى قلبى است که به راه مى‏افتد و همچون خضر،به دنبال آب حیات،و همچون موسى (ع) در پى‏«عبد صالح‏»روان مى‏گردد تا برسد و بیابد و بهره برگیرد و کامیاب شود. «زیارت‏»،از این مقوله است.پیوند قلبى است،محبت و علاقه است. 

آنچه زایر را به پیمودن راه ها و طى مسافت ها و تحمل رنج‏سفر و بیم بادیه و استقبال از خوف و خطر وا مى‏دارد،کشش درونى و علاقه قلبى اوست. و اگر عشق آمد،خستگى رخت‏بر مى‏بندد و اگر محبت در کار بود،ملال متوارى مى‏شود. 
آنچه در راه طلب خسته نگردد هرگز          پاى پر آبله و بادیه پیماى من است 

محبت‏، پشتوانه‏ زیارت‏

آنکه عشق و شوق داشته باشد،به زیارت هم مى‏رود. براى عاشق شایق،نه تنها خود محبوب،جالب و جاذب است،بلکه هر چیزى هم که به گونه‏اى رنگ تعلق و رایحه انتساب به او را داشته باشد،مطلوب و جاذبه‏دار است و دلداده را به سوى خود مى‏کشد.
در زیارت چنین است.چگونه مى‏شود که عاشق خدا و دوستدار پیامبر و اهل بیت،و محب صالحین و صدیقین و شهدا و اولیاء الله،شوق دیدار خانه خدا و بیت الله و مزار و مرقد و خانه و شهر و دیار معشوق را نداشته باشد و شیفته دیدار کعبه و مدینه و مزار ائمه و قبور صالحین و شهرهاى خاطره آمیز و شوق انگیزى که ریشه در فرهنگ دینى ما دارد نباشد؟! 
به گفته مرحوم علامه امینى: «اگر مدینه منوره،حرم محترم الهى شمرده شده و در سنت نبوى،براى مدینه و خاکش و اهلش و مدفونین آنجا ارزش هاى فراوان بیان شده است،به خاطر همان انتساب به خدا و پیامبر است.و بر مبناى همین اصل،هر چیز دیگرى هم که نوعى تعلق و انتساب به پیامبران و اوصیاء و اولیاء الهى و صدیقین و شهدا و افراد مؤمن دارد ارزش پیدا مى‏کند و شرافت مى‏یابد... ».11 زیارت مى‏تواند نمودى از احساس شوق درونى انسان باشد. نشانى از محبت و دلیلى بر عشق و علامتى از تعلق خاطر باشد. زیارت،زبان علاقه و ترجمان وابستگى قلبى است. براى عاشق،حتى خانه‏اى که روزى معشوق در آن ساکن بوده،کوچه‏اى که روزى دلبر از آن گذشته،زمینى که بر آن قدم نهاده،شهرى که روزى در آنجا مى‏زیسته،سنگى که دست محبوب به آن خورده،لباسى که بر اندام او بوده،کفشى که در پایش داشته،دلربا و جاذب است، دوست داشتنى و شوق انگیز است. 

این شعر منسوب به مجنون است که در باره لیلى گفته است: 

امر على الدیار،دیار لیلى اقبل ذا الجدار و ذالجدارا و ما حب الدیار شغفن قلبى و لکن حب من سکن الدیارا 12
یعنى:از دیار لیلى مى‏گذرم،این دیوار و آن دیوار را مى‏بوسم،علاقه به دیار لیلى دلم را تسخیر نکرده است،بلکه آن کسى که در آن سکونت دارد،مرا مفتون خود ساخته است. مى‏بینیم که جاذبه شهر،به خاطر حضور لیلى در آن است. 
وادى زیارت،وادى عشق و علاقه و عرفان است.در قلمرو دل،گاهى پاى عقل هم مى‏لنگد و وقتى عشق فرمان مى‏دهد،عقل چاره‏اى جز تسلیم و فرمانبردارى ندارددر زیارت و مزار،مسئله در ظاهر سنگ و چوب و آجر و آهن و ضریح و ساختمان مزار و گنبد و گلدسته و رواق و...خلاصه نمى‏شود،تا به زیارت و بوسیدن و تقدیس اینها اشکال شود.بلکه نقش عمده با آن محبت و شناخت و معنویت و عشقى نهفته است که در وراى این هاست که حتى به این ها،معنى و جهت و قداست و حرمت‏بخشیده است.وقتى قلب،در گرو یک عشق بود، صاحب آن دل،از نام و یاد و لباس و دستمال و کفش و کوچه و شهر محبوب،خوشش مى‏آید و لذت مى‏برد و همه اینها برایش جاذبه دارد و در هر یک از اینها عکس رخ یار را مى‏بیند. 
ما با محبت وافر و علاقه و احساسى که به حضرت محمد (ص) داریم،اگر با خبر شویم که در جایى رد پایى و نشانى از آن حضرت باقى است،آیا شوق دیدنش را نخواهیم داشت؟«مقام ابراهیم‏»در مسجد الحرام،براى حاجى چرا آنقدر خاطره به همراه دارد؟جز این است که سنگى است که حضرت ابراهیم در بالا بردن دیواره کعبه،به کمک پسرش اسماعیل،آن را زیر پا مى‏گذاشته است و جاى قدم او بر سنگ باقى است؟! 

مى‏بینیم که وادى زیارت،وادى عشق و علاقه و عرفان است.در قلمرو دل،گاهى پاى عقل هم مى‏لنگد و وقتى عشق فرمان مى‏دهد،عقل چاره‏اى جز تسلیم و فرمانبردارى ندارد.مرحوم علامه امینى نقل مى‏کند: 

فقیه و ادیب بزرگوار اهل سنت،تاج الدین فاکهانى (وفات 734) به دمشق رفت‏به قصد زیارت کفش پیامبر که در«دار الحدیث الاشرفیه‏»نگهدارى مى‏شد.وقتى کفش را دید،افتاد و شروع به بوسیدن کرد و صورتش را بر آن مى‏مالید و اشک شوق از دیدگانش جارى بود و شعرى به این مضمون را مى‏خواند:اگر به مجنون گفته شود:لیلى و وصال و دیدار او را مى‏خواهى،یا دنیا را و آنچه را در آن است؟او در جواب خواهد گفت: غبارى از خاک کفش لیلى برایم محبوبتر است و شفابخشتر براى دردهاى من...13

آرى...وقتى عشق در کار باشد،خاک ره دوست را باید سرمه چشم نمود.و براى عاشق،آنچه ارزشمند است،محبوب و دیدار او و هر چیزى است که منسوب به اوست. 

برادرانه بیا قسمتى کنیم رقیب جهان و هر چه در آن است از تو،یار از من

این یک طرف قضیه است که محبت،انسان را به زیارت وا مى‏دارد. سوى دیگر قضیه آن است که‏«زیارت‏»،محبت و شناخت مى‏آورد و از آن جهت،عامل سازنده و تربیت کننده است. 

موقعیت جغرافیائی باباگرگردرماهواره:

    1-موقعیت امام زاده ومنابع طبیعی       2-  امام زاده واژدها                    3- موقعیت امام زاده

      

4- موقعیت تنگز                               5- موقعیت تنگز                       6-موقعیت چمنزارومنابع طبیعی

            

7- موقعیت روستا                              8- موقعیت اژدها                           9- موقعیت ازروستاها ی اطراف

منابع واصطلاحات:

----------------------------
١- قوروا Qurva (قروه، قروا، قوربا، ....): كلمه اي تركي به معني نهال نو، برگ تازه جوانه زده و نيز ظرفي چرمي براي حمل آب قوروا به زبان مغولي به معني عدد سه است .

2- "تنگز" كلمه اي به تركي قديم و به معني دريا. معادل آن در تركي نو، "دنيزDeniz " ميباشد.
٣- تالپيرانTalpıran و يا دالبيرانDalbıran دلبران، دلبرن، ....) كلمه اي تركي و به معني پرنده اي كه بال و پر مي زند (از ريشه تالپيماق-دالبيماق به معني بال و پر زدن پرنده).

٤- قاسيلانQasılan (قصلان، قسلن، ....) كلمه اي تركي به معني لرزنده و لرزان (از ريشه قاسيلماق به معني لرزيدن)
٥ http://qorqud.blogspot.com/110658202972565597-
٦ http://kerkuk-az.blogspot.com-
٧- سوغورلوSuğurlu (سغورلوق، سوغورلوق، ....): نام قديمي و تركي تخت سليمان به معني محلي كه در آن سوغور فراوان مي باشد (سوغورSuğur : نوعي خرگوش)

8-http://bicar-qorve-az.blogspot.com

9- جواد محدثى  کتاب زیارت
10- محمدی _گروه دین و اندیشه
11-  سیرتنا و سنتنا صص 161-160. 
12- الغدیر،ج 5،ص 151. 
13-  الغدیر،ج 5،ص 155


نویسنده : احمد محمودی
تاریخ : یکشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۸۷
زمان : 14:54
:: عقیده که شما را در زندگی عقب نگه می دارد
:: باباگرگر روستا وزادگاه من
:: اولین برف زمستانی 1401 مبارک
:: تئوری مدیریت بحران
:: تبریک
:: تبریک
:: چند استراتژی مهم درخصوص مدیریت فناوری اطلاعات
:: روش تهیه سرمایه مورد نیاز برای شروع يك کسب و کار اینترنتی موفق
:: پیشاپیش سال نومبارک
:: هوش سازمانی چیست؟
:: حوزه هاي پيچيدگي علم وتئوریهای مرتبط با آن
:: روش تهیه سرمایه مورد نیاز برای شروع يك کسب و کار اینترنتی موفق
:: باورها چگونه شکل می گیرند؟
:: چگونه می توان ازاسرار قدرت تاثیرگذارخود بهره جست
:: تکامل در ابزارها و مفاهیم مدیریت دانش