مارا زخيال تو چه پرواي شراب است خم گو سر خود گير كه ميخانه خراب است بيدار شو اي ديده كه ايمن نتوان بود زين سيل دمادم كه در اين منزل خواب است سبز است درودشت بيا تا نگذاريم دست از سر آبي كه جهان جمله سراب است حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظر باز بس طور عجب لازم ايام شباب است
این وبلاگ فتح البابی است درمسیرمدیریت اسلامی سازمانهای دولتی درایران اسلامی امیدوارم با نتایج مطالعاتم ان رادراختیار خوانندگانم قراردهم
رخی از شدیدترین این تاثیرات رفتاری تخصص پذیرفته شده و قدرت پذیرفته شده
است. این عناصر به نظر برخی از قوی ترین تاثیرات اجتماعی می رسند که درک
افراد از انتخاب هایی که مجاز به آن هستند را کنترل و تنظیم می کند؛ به
عبارت دیگر، قرارداد اجتماعی را کنترل می کند.
اولین تاثیر رفتاری تخصص پذیرفته شده است. طبیعت اصلی این تاثیر چیزی است
که می توان به ایمان کورکورانه نسبت داد. اگر فردی با یک عنوان یا نماد
شناخته می شود، مثلاً یک دکتر یا پروفسور با این القاب، حتی اگر آن لقب یا
سمبل دروغین یا ساختگی باشد، اکثر افراد هر آنچه که آن متخصص پذیرفته شده
می گوید را قبول کرده و به هیچ وجه آنرا زیر سوال نمی برند. به طور کلی ما
برای اعتماد کردن به اعتبارنامه افراد برنامه ریزی شده، معمولاً آنرا
کورکورانه انجام می دهیم. این مسئله توسط رابرت جیالدینی به خوبی توضیح
داده می شود، "سلامتی برای همه ما اهمیت ویژه ای دارد. به همین دلیل،
پزشکان، که دانش و تاثیر شگرفی در این زمینه حساس دارند از مقام و منزلت
خاصی برخوردارند. هیچ کس قضاوت یک پزشک بر یک مورد را رد نمی کند، مگر یک
پزشک از درجه ای بالاتر. اما احتمال نگران کننده این است که وقتی یک پزشک
یک اشتباه مشخص و واضح مرتکب می شود، هیچ کس پایینتر از او آنرا زیر سوال
نمی برد. دلیل آن این است که وقتی یک قدرت قانونی دستوری می دهد، زیردستان
او دست از فکر کردن در آن موقعیت برمی دارند و فقط واکنش می دهند."
شواهد واقعی در توضیحات و نمونه هایی که بعد از مقدمه می آیند نشان داده
می شود: "مثلاً مورد عجیب درد گوش راست که توسط کوهن و دیویس گزارش شده را
در نظر بگیرید. پزشکی برای گوش راست یک بیمار که از درد و عفونت در آن
ناحیه در عذاب بود، قطره گوش تجویز کرد. اما به جای اینکه عبارت گوش راست
را به طور کامل روی نسخه بنویسد، آنرا خلاصه کرده و به صورت گوش R نوشت.
با دریافت نسخه، پرستار مزبور قطره را داخل مقعد بیمار ریخت و بدیهی است
که درمان مقعدی گوش درد هیچ فایده ای در بر ندارد. اما نه بیمار نه پرستار
سوالی نکردند." این مثال شوخ طبعانه اما بسیار موثر گویای این مشکلی است
که با اعتماد به یک متخصص قانونی ممکن است رخ دهد اما یک متخصص پذیرفته
شده، می تواند حتی متقاعدکننده تر هم باشد: "می بینیم که تبلیغات چی ها با
پول دادن به هنرپیشه هایی برای بازی کردن نقش یک پزشک و تبلیغ یک محصول
خاص، گهگاه احترام پزشکان را تحت
شعاع قرار دادند."
دومین تاثیر رفتاری جدی قدرت پذیرفته شده است که بسیار به مورد اول هم
نزدیک است و بسیاری جامعه شناسان تخصص پذیرفته شده را زیرمجموعه ای از
قدرت پذیرفته شده می دانند. تخصص پذیرفته شده در بخش هایی از زندگی
اجتماعی که دانش و اطلاعات تخصصی برای موثر و کارامد بودن اهمیت دارد
استفاده می شود، درحالیکه قدرت پذیرفته شده در جامعه برای حفظ نظم در
مفهومی عام تر استفاده می شود و بیشتر به اخلاقیات و مجازات مربوط می شود.
قدرت پذیرفته شده نسبت به تخصص پذیرفته شده معمولاً نوسان سریعتری دارد.
بااینکه قدرت پذیرفته شده برای ایجاد تاثیر بیشتری از تسلیم در انسانها
معمولاً بر تخصص پذیرفته شده سوار است اما این دو تاثیر می توانند به طور
جداگانه بدون نیاز به دیگری وجود داشته باشند.
یکی از تصاویر گرافیکی موجود از قدرت پذیرفته شده آزمایش زندان استانفورد
توسط زیمباردو است. در این آزمایش یک گروه اتفاقی از دانش آموزان به دو
دسته نگهبان و زندانی تقسیم شدند و برای ایجاد تحریک زندانی بودن در
دانشگاه استانفورد در محیطی شبیه سازی شده گذاشته شدند. این آزمایش نتایج
بسیار شگرفی در بر داشت. نگهبانان و زندانیان بسیار در نقش های خود فرو
رفته بودند. "نگهبانان هیچ آموزش خاصی برای نگهبان شدن دریافت نکرده
بودند. درعوض بدون هیچ محدودیتی آزاد بودند که هر کاری که به نظرشان درست
و لازم می آمد را برای حفظ قانون و نظم در زندان و به دست آوردن احترام
زندانیان انجام دهند. نگهبانان قوانین خاص خود را ساختند که بعدها تحت
نظارت واردن دیوید جافه، یکی از فارغ التحصیلان دانشگاه استانفورد به
مرحله عمل رساندند. البته درمورد جدیت ماموریت آنها و خطرات احتمالی آن به
آنها هشدارهای لازم داده شده بود. این زندانیان مثل زندانیان واقعی انتظار
خشونت و تجاوز به حریم خصوصی و برخی دیگر از حقوق شهروندی خود و دریافت
غذای کم را داشتند." در ابتدا آزمایش همانطور که برنامه ریزی شده بود پیش
می رفت اما وقتی نگهبانان شروع به اعمال شدیدتر قدرت خود بر زندانیان
کردند و زندانیان با اعتراض به آن واکنش دادند، شبیه سازی کمی خارج از
کنترل شد. طغیان و سرکشی زندانیان هم نقش بسیار مهمی در ایجاد انسجام
بیشتر بین نگهبانان داشت. حالا دیگر این فقط یک آزمایش و یک شبیه سازی
ساده نبود، درمقابل نگهبانان زندانیان را مشکل سازانی می دیدند که باید به
حساب آنها رسیدگی می کردند چون ممکن بود به آنها آسیب برسانند. در واکنش
به این تهدید نگهبانان سعی کردند کنترل، خشونت و نظارت خود را بیشتر کنند.
همانطور که سرکشی و طغیان انتظاراتی برای نگهبانان برای اعمال قدرت
پذیرفته شده شان ایجاد می کرد، زندانیان کم کم آن قدرت اعمال شده را
پذیرفتند. زندانی شماره 8612 به بقیه زندانیان گفت، "هر کاری کنید نمی
توانید از اینجا بیرون بروید ". این یک پیام آرام کننده بود و حس زندانی
بودن آنها را به یادشان آورد. بعد آخرین صحنه اغتشاش را دیدیم. زندانی
شماره 416 به تازگی به زندانیان ملحق شده بود و برخلاف بقیه زندانیان که
اذیت و آزارهای تدریجی نگهبانان را تجربه کرده بودند، خشونت این زندانی
هنوز سرد نشده بود. زندانی های قدیمی به او گفتند که بیرون رفتن از اینجا
غیرممکن است و این یک زندان واقعی است. این آزمایش نشان داد که مردم چطور
نقش های اجتماعی ایجاد کرده و با اعتماد کردن به قدرت چه قانونی باشد چه
نباشد، انتظاراتی خلق می کنند درست مثل پزشکان که به نگهبان ها دستور می
دادند و انتظار الگوهای رفتاری داشتند.
هر دوی اینها رفتارهای اجتماعی بسیار قوی هستند که بر هر کدام از ما تاثیر
می گذارد و ما را به راهی می کشاند که درست ترین رفتار برای ما نسبت به
موقعیتمان را نشان می دهد. موضوع اصلی بین این دو رفتار پذیرفتن است. هر
دوی آنها، چه تخصص و چه قدرت پذیرفته شده هستند. نمونه ها متخصصین و قدرت
های قانونی و هم غیرقانونی را نشان می دهد که هر دوی آنها تاثیر مساوی بر
رفتار انسانها دارند. این مثل تلاش برای اعتراض و طغیان علیه جامعه می
ماند اما اینطور نیست. این قوانین و رفتارها طی هزاران سال از خلق راه های
بهتر ارتباطی با یکدیگر توسط انسانها ایجاد شده است تا جامعه ای کارآمدتر
بسازد. اکثر مواقع این اعتمادها و انتظارات ذهنی که مردم بین خود به وجود
می آورند واقعاً مفید است. این فقط نمونه های سوءاستفاده و اشتباه در
سیستم است که ترس از جامعه و کنترل ذهن عموم را به وجود می آورد. بااینحال
به جای به دست آوردن شواهد برای طغیان علیه سیستم، آنچه این نمونه ها
واقعاً نشان می دهند ایجاد نمونه های تحقیقی برای ارتقاء آن است. بعنوان
مثال، مجازات اجتماعی می تواند بسیار موثرتر و اقتصادی تر از مجازات های
سیستم قدیم مجازات باشد، اما جامعه های کوچک که مورد تحقیق قرار گرفتند
نشان داده است که چیزهایی مثل مجازات اجتماعی می تواند واقعاً موثر باشد.
احتمالاً راه بهتر کردن جامعه با درک بهتر اشتباهات جامعه فعلی است.