|
| ادامه مطلب...

جهانی شدن تجارت بین الملل
جهانی شدن پدیدهای است كه بروز آن در عصر حاضر موجب تغییر و تحولات بسیاری در زمینههای مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در عرصه بینالمللی شده و كشورهای بسیاری را به چالش كشاندهاست. به طوری كه بیشك مهمترین و بارزترین وجه تمایز اقتصاد امروز و دیروز جهانی شدن است. جهانی شدن برای بیماریهای اقتصادی جهان تجویز شده و چنین ادعا میشود؛ كه جریان آزاد سرمایه، نیروی كار، كالا و اطلاعات بدون دخالت دولت و دیگر شكلهای مداخله، تنها راه رسیدن به سعادت جهانی است (چنج، ۱۹۹۹، ۲۲۵).
در دوران كاپیتالیسم، بازرگانان ناچار بودند، كه كل سرمایه تجاری خود را به دور و نزدیك ببرند؛ زیرا بدون وسعت دادن به حوزه فعالیتشان، در رقابت نابود میشدند. یك شكل ابتدایی جهانیشدن كه امپریالیسم بازرگانی نامیده میشد؛ شروع به پیوند اقتصاد بخشهای مختلف جهان به یكدیگر كرد(پیپلس، ۱۹۹۹، ۹۹). مارتین آلبرو جهانی شدن را به فرآیند هایی که بر اساس آن همه مردم جهان در جامعه ای واحد و فراگیر به هم می پیوندند، تعریف می کنند.
نوئل ریشر، جهانی شدن را شکل گیری شبکه ای می داند که در چارچوب آن اجتماعاتی که پیش از آن در کره خاکی دور افتاده و منزوی بوده اند، بر پایه وابستگی متقابل و وحدت جهانی ادغام می شود. (همان، ص 92).
داگلاس کلنر، معتقد است جهانی شدن حکایت از آن دارد که بخشی از فرآیند بازسازی و باز اندیشی در سیاست و نظریه اجتماعی معاصر است.
دراکسفورد، جهانی شدن با تغییر دادن تجربه فضا و زمان و فشرده ساختن آن به نسبی شدن هویت های وابسته به محل یا سنتهای فرهنگی مستقل تعریف شده است.
مالکوم ترارز (1379) معتقد است " جهانی شدن فرآیندی است اجتماعی که در آن قید و بندهای جغرافیایی که بر روابط اجتماعی و فرهنگی سایه افکنده است، از بین می رود و مردم به طور فزاینده از کاهش این قید و بندها آگاه می شوند